{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه چیزی که هیچوقت فکرشو نمیکردم به این زودی بهش برسم

یه چیزی که هیچوقت فکرشو نمیکردم به این زودی بهش برسم...
این بود که تو این سن بشینم گه گداری ناخودآگاه یه نفسای عمیقی از ته دلم بکشم که حالا واسه کشیدنشون خیلی زود بود...
خیلی...!
دیدگاه ها (۱)

امروز بازم حرف از تو شد... خاطره ای از تو گفته شد و من... دو...

امروز بازم حرف از تو شد... خاطره ای از تو گفته شد و من... دو...

به کوه گفتم عشق چیست؟ لرزید. به ابر گفتم عشق چیست؟ بارید. به...

شاید این تکراریترین جمله باشد.. جمله ای که ارزش هزار بار تکر...

*

آبنبات تلخ

خسته از عشق.پارت سوم.(متن نامه)سلام جونگ کوکم خوبی؟من که عال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط