{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پسر و پدری داشتند در کوه قدم می زدند که ناگهان پای پسر به

پسر و پدری داشتند در کوه قدم می زدند که ناگهان پای پسر به سنگی گیر کرد به زمین افتاد و داد کشید: آ آ آ ی ی ی!!

صدایی از دور دست آمد: آ آ آ ی ی ی!!

پسرک با کنجکاوی فریاد زد: کی هستی؟

پاسخ شنید: کی هستی؟

پسرک خشمگین شد و فریاد زد: ترسو!

باز پاسخ شنید: ترسو!

پسرک با تعجب از پدرش پرسید: چه خبر است؟

پدر لبخندی زد و گفت: پسرم توجه کن و بعد با صدای بلند فریاد زد: تو یک قهرمان هستی!

صدا پاسخ داد: تو یک قهرمان هستی!

پسرک باز بیشتر تعجب کرد.

پدرش توضیح داد: مردم می گویند که این انعکاس کوه است؛

ولی این در حقیقت انعکاس زندگی است. هر چیزی که بگویی یا انجام دهی زندگی عیناً به تو جواب می دهد.

اگر عشق را بخواهی عشق بیشتری در قلبت به وجود می آید و اگر به دنبال موفقیت باشی آن را حتمآ به دست خواهی آورد. هر چیزی را که بخواهی زندگی همان را به تو خواهد داد.
دیدگاه ها (۴)

به هنگام بازدید از یک بیمارستان روانی، از روانپزشک پرسیدم شم...

ازبهلول پرسیدند لباسهایت چرک شده چرا نمی شوئی؟بهلول جواب داد...

یک درخت میلیون ها چوب کبریت را می سازداما وقتی زمانش برسد فق...

من به بهانه ی رسیدن به زندگی ...همیشه زندگی را کشته ام...

#سکـوت‌من_آهـنگ‌تو#Part_27···کوک : " بعد از این دیگه نمی‌خوا...

#سکـوت‌من_آهـنگ‌تو#Part_25···شام فسنجون بود..جونگ‌کوک اولش ن...

#سکـوت‌من_آهـنگ‌تو#Part_28···پدرش به آرومی گفت : " نترس.. می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط