{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نويسنده: سانتيا سالگا

نويسنده: سانتيا سالگا

استعفا

بدينوسيله من رسماً از بزرگسالی استعفا می دهم و مسئوليتهای يک کودک هشت ساله را قبول می کنم.

می خواهم به يک ساندويچ فروشی بروم و فکر کنم که آنجا يک رستوران پنج ستاره است.

می خواهم فکر کنم شکلات از پول بهتر است، چون می توانم آن را بخورم!

می خواهم زير يک درخت بلوط بزرگ بنشينم و با دوستانم بستنی بخورم .

می خواهم درون يک چاله آب بازی کنم و بادبادک خود را در هوا پرواز دهم.

می خواهم به گذشته برگردم، وقتی همه چيز ساده بود، وقتی داشتم رنگها را، جدول ضرب را و شعرهای کودکانه را ياد می گرفتم، وقتی نمی دانستم که چه چيزهايي نمی دانم و هيچ اهميتی هم نمی دادم .

می خواهم فکر کنم که دنيا چقدر زيباست و همه راستگو و خوب هستند.

می خواهم ايمان داشته باشم که هر چيزی ممکن است و می خواهم که از پيچيدگيهای دنيا بی خبر باشم .

می خواهم دوباره به همان زندگی ساده خود برگردم، نمی خواهم زندگی من پر شود از کوهی از مدارک اداری، خبرهای ناراحت کننده، صورتحساب و ...

می خواهم به نيروی لبخند ايمان داشته باشم،

به عدالت،
به صلح،
به فرشتگان،
به باران...
دیدگاه ها (۴)

دردی که انسان را به سکوت وا میداردبسیار سنگین تر از دردیست ک...

" ﻋﺼﺮ ﯾﺨﺒﻨﺪﺍﻥ ﻣﺒﺎﺭﮎ "ﻣﺪﺗﻬﺎﺳﺖ ﻣﺠﺎﺯﯼ ﻣﯽ ﺧﻨﺪﯾﻢ ...ﻣﺠﺎﺯﯼ ﺷﺎﺩﯾﻢ ....

در دل من چیزی است،مثل یک بیشه نور،مثل خوابه دم صبح و چنان بی...

از من دیگر اثری در آیینه نیست...پیدا کن تو مرااین فاصله چیست...

تو را دوست دارم؛ حتی آن وقت که سگ سیاه افسردگی می‌آید و کنار...

حجاب؛ فقط یک پوشش نیست… 🤍حجاب یعنی من برای نگاهِ هر کسی ساخت...

سلام و احترام 🌻سلام امام زمان، حضرت مهدی جان♥️گاهی یک نام، ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط