معنای باران می دهد دریای چشمت
معنای باران می دهد دریای چشمت
خون دلم می افتد آخر،پای چشمت
چون قایقی بر گل نشسته بر نگاهت
مست و پریشان خاطر،از شهلای چشمت
بی چتر،دل را مینهم بر کوچه باغی
لبریز از عطر خوش شیدای چشمت
گم می شوم در فصلهای کوچ باران
سوز دل و ساز دل و صحرای چشمت
همچون اسیری بر دلت آیم که بینی
تنها منم شوریده ی زیبای چشمت
شب را چنان بر یاد تو دل بیقرار است
غرق خیالی سبز،از رویای چشمت
خون دلم می افتد آخر،پای چشمت
چون قایقی بر گل نشسته بر نگاهت
مست و پریشان خاطر،از شهلای چشمت
بی چتر،دل را مینهم بر کوچه باغی
لبریز از عطر خوش شیدای چشمت
گم می شوم در فصلهای کوچ باران
سوز دل و ساز دل و صحرای چشمت
همچون اسیری بر دلت آیم که بینی
تنها منم شوریده ی زیبای چشمت
شب را چنان بر یاد تو دل بیقرار است
غرق خیالی سبز،از رویای چشمت
- ۱.۸k
- ۲۴ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط