معنای باران می دهد دریای چشمت

معنای باران می دهد دریای چشمت
خون دلم می افتد آخر،پای چشمت

چون قایقی بر گل نشسته بر نگاهت
مست و پریشان خاطر،از شهلای چشمت

بی چتر،دل را مینهم بر کوچه باغی
لبریز از عطر خوش شیدای چشمت

گم می شوم در فصلهای کوچ باران
سوز دل و ساز دل و صحرای چشمت

همچون اسیری بر دلت آیم که بینی
تنها منم شوریده ی زیبای چشمت

شب را چنان بر یاد تو دل بیقرار است
غرق خیالی سبز،از رویای چشمت
دیدگاه ها (۲)

تــو رها در مــن و مــن مــحــو ســراپــاے تــوامــتــو همــ...

ای ماه بی‌همتای من،از عاشقی معنای منای ازتو پرشوراین دل شوری...

 این روزهای بیقرار و زرد پاییزیاز شعرهایم...

‌‌‌‌با خیالی عاشقانه غرق رویای تو هستم من که عمری خالصانه در...

‌‌‌‌با خیالی عاشقانه غرق رویای تو هستم من که عمری خالصانه در...

آن آبی چشمان تو زیبا و‌ مست استمانند دریا روح من را غرق کر...

ای ماه بی‌همتای من،از عاشقی معنای منای ازتو پرشوراین دل شوری...

ای ماه بی‌همتای من، از عاشقی معنای منای از تو پرشور این دل ش...

ای ماه بی‌همتای من، از عاشقی معنای منای از تو پرشور این دل ش...

رز:ای ماه بی‌همتای من، از عاشقی معنای منای از تو پرشور این د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط