{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بعدش رفتم به کوک سر بزنم که دیدم کپی خرگوش ها گرفته خوا

بعدش رفتم به کوک سر بزنم که دیدم . کپی خرگوش ها گرفته خوابیده. لبخندی زدم . رفتم تا مسواک بزنم رو بگیرم بخوابم رفتم سمت سرویس بهداشتی. مسواک رو ور داشتم . خمیر دندان رو ش زدم. بعدش رفتم پیشه کوک رفتم پیشش دراز کشیدم . خوابیدم
پرش زمانی به صبح
میخواستم پاشم برم که صبحونه رو برای جونگ کوک آماده کنم تا خواستم تکون بخرم حس کردم یکی سفت بغلم کرده
اون جونگ کوک بود
ات. کوک بسه کمرم شکست بزار برم
کوک پوزخند زد . منو توی یک ثانیه گرفت
تو بغلش
کوک . خانم کوچولو بگیر بکب
ات کوک باید برات سوپ آماده کنم بزار برم
کوک . هیچ وقت نزاشتی تم لبای ابنباتی بکشم
ات. کوک عقلت رو از دست دادی
جونگ کوک یک کوچولو عصبانی شد ولی لبش رو محکم کوبید رو لب ات گاز می گرفت .
بعد ۷ دقیقه ول کرد ات رو رو لبای ات داشت خون میومد
جونگ کوک رفت تا حمام بره ات اینجا ولو شده بود ات هیچی به جونگ کوک نمی گفت
حتا قر نمی زد که چرا دختر میاری تو خونه
) بچه ها قبلا جونگ کوک دختر میاورد ولی الان ها زیاد نمیاره)
ات از تخت آمد پایین رفتم تو کمد رو گشتم تا کرم پیدا کنم ولی نبود . جونگ کوک آمد بیرون
ات.‌کوک
جونگ کوک. بله
ات. میزاری برم بیرون
کوک . برای چی؟
ات. کرم میخوام
کو منحرف ما پوز خندی زد
ات. ای منحرف کرم لب
کوک. باشه برو ولی اگر فقط فکر فرار به سرت بزنه زنده زنده خاکت میکنم
ات. باشه
کوک با دوتا بادیگارد میری و میای
ات. باشه دست درد نکنه (لپ کوک رو می بوسه و میره)
کوک از ات داشت کم کم خوشش میومد
ات
با بادیگارد ها نشستم توی ماشین حرکت کردیم بعد نیم ساعت رسیدیم یکی از بادیگارد ها درو برام باز کرد منم امدم بیرون
بعد رفتیم داخل پاساژ کرم لب رو خریدم
مغز ات
این مرد که با کت شلوار پوشیده خیلی روی من نگاه میکنه وای خدا
بعد اینکه خرید رو حساب کردیم رفتیم تو ماشین داشتم فکر میکردم چرا انقدر
روی من نگاه میکرد پچ پچ میکرد عجیب بود برام
رسیدیم عمارت پیاده شدم . بادیگارد رو واسم باز کرد و رفتم تو اتاق لباسم رو درآوردم . رفتم کرم بزنم که کوک آمد تو اتاق
کوک .ات!
ات. بله کوکی.
کوک فردا باید پاشم درک ماموریت اینجا بمون پاش
ات. پاشو
کوک. چه دختر خوبی هستی
ات. مرسی
کوک رفت بیرون منم کرم رو زدم تا برم صبحونه بخورم . ‌‌..‌ بعد صبحانه میز رو جمع کردم نشستم رو کاناپه کوک آمد پیشم نشست گفت
کوک. ات میخوای فیلم ترسناک ببینیم . ات. آره
کو داشت فیلم میزاشت من بدو بدو رفت تو آشپز خونه تا خوراکی بیارم.......
خب بچه ها ساعت یک ۲ پارت حتما ببینید
دیروز اصلا ایترنت وصل زیاد نمی شد🤔🤨
دیدگاه ها (۱)

بچه ها اصلن ایترنت وصل نمیشه. اصلن نمی دونم چرا ولی وصل نمی...

بچه ها خوراکی هایی که ات آورد. شیر کاکائو چیبس آبنبات چوبی...

به عشق مادرت بکوب لایک رو🥰

آهان باشه پس برو بیرون میخوام لباسمو عوض کنمات. چشمرفتم تو آ...

مامان کوک وقتی این حرف رو زد بهم خیلی ترسیدم از جونگ کوکبعد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط