مثلِ شمعی سوختم آهسته هر شب پای تو
مثلِ شمعی سوختم آهسته هر شب پای تو
تا به آرامش رسیدم از تو و غمهای تو
سرزمینِ سینه ات هم قد دریاها و من
قطره ای ناچیز بودم در دلِ دریای تو
چشمِ تو فرقی ندارد مست باشد یا خمار
من دلم میگیرد از چشمانِ باران زای تو
بی اراده میدود سمتت دلِ من چاره چیست؟
باز کن آغوشِ خود را تا شود رسوای تو
سالها سختی کشیدم تا شوی دنیای من
ایستادم تا شوم عاشق ترین در پای تو
تا به آرامش رسیدم از تو و غمهای تو
سرزمینِ سینه ات هم قد دریاها و من
قطره ای ناچیز بودم در دلِ دریای تو
چشمِ تو فرقی ندارد مست باشد یا خمار
من دلم میگیرد از چشمانِ باران زای تو
بی اراده میدود سمتت دلِ من چاره چیست؟
باز کن آغوشِ خود را تا شود رسوای تو
سالها سختی کشیدم تا شوی دنیای من
ایستادم تا شوم عاشق ترین در پای تو
- ۱.۱k
- ۰۷ آذر ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط