‍ مثلِ شمعی سوختم آهسته هر شب پای تو

‍ مثلِ شمعی سوختم آهسته هر شب پای تو
تا به آرامش رسیدم از تو و غمهای تو
سرزمینِ سینه ات هم قد دریاها و من
قطره ای ناچیز بودم در دلِ دریای تو
چشمِ تو فرقی ندارد مست باشد یا خمار
من دلم میگیرد از چشمانِ باران زای تو
بی اراده میدود سمتت دلِ من چاره چیست؟
باز کن آغوشِ خود را تا شود رسوای تو
سالها سختی کشیدم تا شوی دنیای من
ایستادم تا شوم عاشق ترین در پای تو
دیدگاه ها (۵)

مثلِ شمعی سوختم آهسته هر شب پای توتا به آرامش رسیدم از تو و ...

مثلِ شمعی سوختم آهسته هر شب پای توتا به آرامش رسیدم از تو و ...

وصیت نامه شهید امیر حاج امینی:سلام بر خدا و شهیدان خدا و بند...

سلام بر خدا و شهیدان خدا و بندگان پاک و مخلص او.بعد از مدت ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط