{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شعری از یک شاعر افغانی

شعری از یک شاعر افغانی
به امید روزی که همه ی ایرانی ها دقت کنید همه ی ایرانی ها چه کرد چه افغان و فارس و عرب زبان وآزری و... زیر یک پرچم جمع بشن ...اون وقته که دنیا نمیتونه چپ نگامون کنه

هـر کُـجـا مــرز کــشـیـدند، شمـا پُـل بـزنید
حرف «تهران» و «دوشنبه» و «سرپُل» بزنید
مـشتـی از خـاک بـخـارا و گِـلی از شیـراز
با هـم آرید و بـه مخـروبه ی کـابـل بزنید
نه بگویید، به بـت‌های سیاسی نه، نه!
روی گـور هـمـه‌ی تفـرقـه‌ها گُـل بزنید
قـاصدک حـرف مـرا ، پیـش ز مـن می‌آرد
زعفران را به روی سوسن و سنبل بزنید
تـو و او و مـن و مـا هـیـچ بـه جـایـی نرسد
حرف «تهران» و «دوشنبه» و «سرپُل» بزنید

***

من از خراسانم

من از خراسانم، نه اصلاً نیستم افغان
هم‌شهری سینایم و فرزند بوریحان
کاشانه من سرزمین پارسی است و
از قونیه تا سند از کولاب تا تهران
من از بخارایم اصیلاً تاجکستانی
در گوش من از شعر حافظ داده‌اند آذان
از هم‌گرایی، هم‌نوایی باز می‌گوییم
حتا اگر بستند با مشتی دهانِ ‌مان!
در شأن ما وحشت‌گرایی نیست، نه هرگز!
ما نیستیم از قوم توهین و ترورستان
من رودکی، جامی‌ام، من مولوی بلخ
این‌گونه دارم در دلم گنجینه‌ها پنهان
من از خودم دارم تمدن‌های پُر ارزش
آقا به تو بادا مبارک، این لقب: «افغان»
#ما_ایرانی_هستیم
دیدگاه ها (۴)

دوباره می‌سازمت وطن! اگر چه با خشت جان خویش ستون به سقف تو...

قبل از هرچیزی ی ایرانیم .. ایران مدتی است که درگیر بازی زبان...

کجا رفتند ایران پرستان؟ خوش آن روزگار همایون ما ..............

که ایران چو باغی است خرم بهار که ایران چو باغی است خرم بها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط