{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

😢 چیزهایے هست ڪہ نمے شود نوشت

😢 چیزهایے هست ڪہ نمے شود نوشت

چیزهایے هست ڪہ

نوڪ قلم را مے شڪند

جوهر را مے خشڪاند

چیزهایے هست ڪہ

تنها مے شود آن را گریست؛

آنجا ڪہ چشم ها مے خشڪند،

پایان شعر است.
دیدگاه ها (۱)

😢 شیرین بهانه بود فرهاد تیشه میزد تا صدای مردمانی را نشنود ...

😢 تو از "قلـــــ💔 ـــــب"فقط شکلکش را داشتی😔

😢 دلتنـــــــگم دلتنـــــــــــگـــــ تویے ڪہ براے من دنیای...

شاملو نیستمتا آنچنان ڪه او مے توانستدوست داشتنم را ڪه در فرا...

گاهی آن‌قدر روی چیزهایی که نداریم تمرکز می‌کنیم،که نعمت‌هایی...

عشق، منطق را به چالش می‌کشد. آنجا که قلب، چون کودکی لجباز، ح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط