{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب افتاده ست و من ،

شب افتاده ست و من ،
تنها و تاریکم؛
و در ایوان
و در تالاب من دیری ست ؛
در خوابند پرستوها و ماهی ها
و آن نیلوفرآبی !
بیا ای مهربان با من ،
بیا ای یاد مهتابی..!

اخوان_ثالث
دیدگاه ها (۲)

به خاطر خودت می گویمکه سردت نشودکه دلت نلرزدکه ترس برت ندارد...

مثل تاکسی های شهرذهنم خالی می گرددبه دنبالِ خاطره یی دربستاز...

میدانـــــــی.....دخترانـــــه ترین تعبیــــــرم از تـــــــ...

بده دستاتو به من تا باورم شه پیشمیمی دونم خوب می دونی، تو تا...

#شعر_معاصر 🍂دیری‌ست که از روی دلآرای تو دوریممحتاجِ بیان نیس...

ای عاشقان ای عاشقان امروز ماییم و شماافتاده در غرقابه‌ای تا ...

#دلتنگی دلتنگی اسمش کوتاه است ...اما سنگینی اش اندازه ی تمام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط