{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Hiddenpoets

¥Å$ѦღЇη:
@Hidden_poets💠
آی رفیق...
نجنگ...بیرون بیا از میدان مبارزه...
خودت را زخمی می کنی که چه؟
تو مگر قرار است از این دنیا زنده بیرون بروی؟؟
کمی فکر کن...
می رسد روزی که،مشتی خاک پایان می دهد به وجود مبهم تو...!می رسد روزی ک دنیا،تو را مثل عروسکی که دلش را زده دور می اندازد...
تو را به خدا اشک هایت را پاک کن...
دم از غم و غصه نزن...!
همه اش هیچ است همه اش پوچ است ...
تو تمام میشوی...
به خدا قسم،نه من می مانم ونه تو...
دنیا ما را به چشم عروسک هایی بی جان میبیند...
پس اشک نریز که سودی ندارد...
دردناک است،میدانم...
ولی،سازگاری کن..!
اخر میدانی؟ مسیر زندگی انتهایش به نیستی ونابودیِ تو ختم میشود...
هرچقدر هم ک بدوی...عقب بروی و جلو بروی..
نمی توانی ازاین مسیر خودت را بیرون بکشی...
پس غصه نخور...راهت را برو...
پشت این اسمان،فرسنگ ها دور از این دنیا،خدا در انتظارت است...!


#یاسمین_اریانا 💙
@Hidden_poets💠
دیدگاه ها (۱)

@Hidden_poets🍇 زیرِ سایه ی بیدِ مجنون ها..چنگ می زنم نبودنت ...

@Hidden_poets❄ ️بعضی آدما،عجیب مُسَکنِ روحَن!آروم می کنن..طو...

و من،دخترک گمشده ای در لابه لای ورق های زندگی...دنیا را،برزخ...

•|شاعرانِ پنهان|•:@Hidden_poets❄ ️آهای دنیا،منم...دخترک زمین...

#داستان_شب روزهای بسیار دور  ؛ پیرزنی بود که  ؛ هر روز با قط...

#داستان_شب روزهای بسیار دور  ؛ پیرزنی بود که  ؛ هر روز با قط...

روزی هفت الهه به زمین سقوط کردن، و شدن امید نصب مردم اون دنی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط