{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بر می خیزم

بر می خیزم
پنجره را باز می کنم ُ
در نبودنت
تمامِ خورشیدُ صبح را
به ضیافتِ خانه دعوت می کنم.
باید بی تو
به رقّت باریِ زندگی
گردن خم نکنم....
دیدگاه ها (۱)

خودت شاید نمیدانی چه کردی با دلم اما دل یک آدم سرسخت را بردی...

چه دنیای عجیبی استهمه می گویند،حرف دلت را بزن...اما هر وقت ح...

شـب که میشـود به تنهـایی فکر میکنم به سـکوت به شـهر به جای خ...

چقدر وخیم استمیان این همه دلمشغولییادِ تـــو افتادن ...

او یک کنسرو باز کرد .و بوی آن بلند شد .پیرمرد با همین بو ، ز...

زندگی را هر روز ورق میزنم هر بار زیر یک سطرش خط می کشم...گاه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط