{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

https://telegram.me/rvazheha

https://telegram.me/rvazheha

حس‌هایی زیادی هستند که نه می‌توان آن‌ها را به زبان آورد... نه می‌توان نوشت‌شان!
یا اگر هم به زبان بیایند یا نوشته شوند، باز هم حق مطلب ادا نمی‌شود!
مثلا وقت‌هایی که دلت میخواد کسی را بدون هیچ ناخالصی و فارغ از همه چیز، در آغوش بگیری...
در آغوش بگیری و چنان به سینه‌ات بفشاری تا برای تمام روزهای دلتنگی، تنهایی و بی‌قراری ذخیره داشته باشی...
مجالی برای آغوش هم نداشتی، لب‌هایت را به پیشانی‌اش نزدیک کنی... چشمهایت را ببندی و تمام احترامت را به قداست آن آدم در بوسه‌ای خلاصه کنی!
گاهی اما....
گاهی اما....
گاهی مجال هیچ چیز نمی‌یابی!
نه آغوشی که ذخیره‌اش کنی برای روزهای مبادا و نه بوسه‌ای برای ادای احترام به قداست آدمی... گاهی فقط باید از دور کسی را تماشا کرد!
و
تمام حسرت‌ها را توی بقچه‌ای پیچید و گذاشت روی طاقچه دل!
دیدگاه ها (۲)

https://telegram.me/rvazhehaدست در حلقه ی آن زلف دو تا نتوان...

https://telegram.me/rvazhehaیک روزهایی هست، که آدم نمیتواند ...

https://telegram.me/rvazhehaکارِ ساده ای ستآدمِ عاشق به هر س...

https://telegram.me/rvazheha با من حرف بزنمن تنها تنهایی هست...

گاهی زندگی آن‌طور که می‌خواهیم پیش نمی‌رود…آدم‌ها می‌آیند و ...

گاهی آن‌قدر خسته می‌شوی که دیگر حتی دلت نمی‌خواهد کسی حالت ر...

جدایی گاهی تنها فاصله‌ی فیزیکی نیست؛بلکه لحظه‌هایی است که ذه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط