ی

یﮏ ﺯﻣﺎﻥ ﮔﻮﻫﺮﯼ ﺍﺯ ﺳﻨﮓ ﻣﺤﮏ ﺍﺭﺯﺵ ﺩﺍﺷﺖ
ﺳـﺨـﻦ ﭘـﯿـﺮ ﻣﺤﻞ ﺗﺎ ﺑﻪ ﻓﻠﮏ ﺍﺭﺯﺵ ﺩﺍﺷﺖ

ﺩﻭﺳﺘــﯽ ﻣـﻌﻨـﯽ ﺯﯾـﺒـﺎﯼ ﺻﻤﯿﻤﯿﺖ ﺩﺍﺷﺖ
ﻧﺎﻥ ﺧﺸﮑﯽ ﺑﻐﻞ ﺩﻭﻍ ﺧﻨﮏ ﺍﺭﺯﺵ ﺩﺍﺷﺖ

ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﻣــﺮﺩﻡ ﺩﻧـﯿـﺎ ﺩﻟـﺸﺎﻥ ﺩﺭﺩ ﻧﺪﺍﺷﺖ
ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﻏﺼﻪ ﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﭼﻪ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﻧﺪﺍﺷﺖ

ﮐـﺎﺭﻫﺎ ﯾﮑﺴﺮﻩ ﺑـﺎ ﻋـﺸﻖ ﻭ ﺻـﻔـﺎ ﻣﯿﭽﺮﺧﯿﺪ
ﺗﺎﺭ ﻣﻮ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﺳﻔﺘﻪ ﻭ ﭼﮏ ﺍﺭﺯﺵ ﺩﺍﺷﺖ

ﭼﺸﻤﻪ ﯼ ﺳﺎﺩﮔﯽ ﺍﺯ ﻟﻄﻒ ﺯﻣﯿﻦ ﻣﯿﺠﻮﺷﯿﺪ۰
ﺧــﻮﺩﻣــﺎﻧﯿﻢ ﺯﻣﯿﻦ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﻧـﺎﻣﺮﺩ ﻧﺪﺍﺷﺖ
دیدگاه ها (۰)

آهسته زمان رفته و برگشت نداردخوب و بدمان رفته و برگشت نداردع...

بی بی خدابیامرز میگفت :هرکسی نون دلش و میخورههر وقت نون دلت ...

شب وارامش جاده برفی

نفسم میگیرد در هوایی که نفس های تو نیست!✍ #سهراب_سپهری

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط