{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشم شهلایت بنازم دلبریها می کنی

چشم شهلایت بنازم دلبریها می کنی
تا تو می خندی خودت را در دلم جا می کنی

دل نمی بندی ولی دل را چه آسان می بری
این ربایشها تو با چشم فریبا می کنی

با نگاه و خنده هایت عشوه بازی می کنی
خود تو می دانی فدایت آنچه با ما می کنی؟

مست رویایم از این دنیا جنونم می برد
قصه ی مجنون و لیلی را تو معنا می کنی

هر چه زیبا بود و هر چیزی که زیبا می نمود
جمله باطل کرده و تعبیر زیبا می کنی...
دیدگاه ها (۵)

به یاد آن کسی که چشم هایش برده جانم راتفال میزنم هر شب مَفٰا...

سختی ولی سنجیدنت را دوست دارم فلسفه ای فهمیدنت را دوست دارمآ...

"ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﻋﺰﯾﺰﻡ " ﺭﺍ ﺍﮔﺮ ﺑﺎ ﻋﺸﻖ, ﭘﺮ ﻣﻌﻨﺎ ﮐﻨﯽﻣﻦ ﯾﻘﯿﻦ ﺩﺍﺭﻡ ﺩ...

کاش در بندت نبود این قلب من؛ آزاد بودیا که چشمانم به روی ات؛...

شب جمعه بود که بچه ها به خط زدند و جمعه صبح در ماووت عراق بو...

بـرای تویـی که تنهایی هایمــ پر از یاد توستــ …بـرای تویـی ک...

چشم شهلایت بنازم دلبریها می کنیتا تو می خندی خودت را در دلم ...

چشم شهلایت بنازم دلبریها می کنیتا تو می خندی خودت را در دلم ...

چشم شهلایت بنازم دلبریها می کنیتا تو می خندی خودت را در دلم ...

چشم شهلایت بنازم دلبریها می کنیتا تو می خندی خودت را در دلم ...

چشم شهلایت بنازم دلبریها می کنیتا تو می خندی خودت را در دلم ...

چشم شهلایت بنازم دلبریها می کنیتا تو می خندی خودت را در دلم ...

چشم شهلایت بنازم دلبریها می کنیتا تو می خندی خودت را در دلم ...

چشم شهلایت بنازم دلبریها می کنیتا تو می خندی خودت را در دلم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط