دوستت دارم پریشان ، شانه میخواهی چه کار؟
دوستت دارم پریشان ، شانه میخواهی چه کار؟
دام بگذاری اسیرم ، دانه میخواهی چه کار
تا ابد دور تو میگردم بسوزان عشق کن
ای که شاعر سوختی پروانه میخواهی چه کار؟
مُردم از بس شهر را گشتم ، یکی عاقل نبود
راستی تو اینهمه دیوانه میخواهی چه کار؟
مثل من دیوانه شو از چار دیواری درا
در دل من قصر داری ، خانه میخواهی چکار؟
خُرد کن آیینه را در شعر من خود را ببین
شرح آن زیبایی از بیگانه میخواهی چه کار؟
شرم را بگذار و یک آغوش در من گریه کن
گریه کن پس شانه مردانه میخواهی چه کار؟
دام بگذاری اسیرم ، دانه میخواهی چه کار
تا ابد دور تو میگردم بسوزان عشق کن
ای که شاعر سوختی پروانه میخواهی چه کار؟
مُردم از بس شهر را گشتم ، یکی عاقل نبود
راستی تو اینهمه دیوانه میخواهی چه کار؟
مثل من دیوانه شو از چار دیواری درا
در دل من قصر داری ، خانه میخواهی چکار؟
خُرد کن آیینه را در شعر من خود را ببین
شرح آن زیبایی از بیگانه میخواهی چه کار؟
شرم را بگذار و یک آغوش در من گریه کن
گریه کن پس شانه مردانه میخواهی چه کار؟
- ۱.۹k
- ۱۷ دی ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط