مثل آن مرداب غمگین که نیلوفر نداشت

.مثلِ آن مرداب غمگینۍ که نیلوفر نداشت،
حالِ من بَد بود اما هیچ‌کس باوَر نداشت . .
خوب می‌دانم کہ تنهایي مَرا دِق می‌دهد ،
عشق هم در چَنته‌اش چیزی از این بهتر نداشت . .
‌ ‌آنقدر ترسیدم از بی‌رحمی پاییز که؛
ترسِ من را؛ روز پایانی شهریور نداشت . .
‌ زندگۍ ظرفِ بلوری بود کنج خانه‌ام
ناگهان افتاد از چشمَم، ولي مو برنداشت . .
‌ حال من، حال گل سرخی‌ست در چنگ مغول
هیچ‌کس حالی شبیهِ من، به جز "قیصر" نداشت . .
دیدگاه ها (۰)

ناراحت کنندست که مغز آدما هزار دلیل واسه خوشحالی رو میذاره ک...

کفر است در طریقتِ ما کینہ داشتن ؛ آیین ماست، سینه چو آیینه د...

تار مي‌بافت ،روے تورِ ماهۍگیرعنکبوتی در باد.

آنها گذشته های زیبا و حالی بسیار بد داشتند؛ همه‌ی آنهابا شور...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط