پشت سر هَم درخواستت را در گوشم زمزمه میکردی ....

پشت سر هَم درخواستت را در گوشم زمزمه میکردی ....
برایم عجیب بود با اینکه میدونستی آدم موندن نیستم ولی ، مدام ازم قول موندن میگرفتی .
انگشتِ کوچکِ دست های مردانه ات را که جلوی چشمانم گرفتی ، خنده ام گرفت ؛ از همان خنده هایی که به قول خودت دلت را می لرزاند .
انگشت ظریف دخترانه ام را گره زدم به انگشتت تا برای همیشه در کنارت بمانم .
قول دادم که میمونم تا برای یک بار هم که شده طعم خوش موندن را زیر زبانم مزه مزه کنم .
پای قولمون
ماندم و ماندی
ماندم و ماندی
ماندم و دیگر نماندی ....

#میم_نوشت
#خاص
دیدگاه ها (۳)

THE FIRST KISSPART: 5تهیونگ: میتونم عشقتو به خودم حس کنم تو...

وقتی تو ماشین...p2(آخر)

##فنجانی_چای_باخداقسمت پنجاه چهارم ...

این حق منه! p1

#فنجانی_چای_باخداقسمت هفتاد وهشت"یاعلی" را که از دهانم شنید،...

و کم کم چشات تار شد ....وقتی بیدار شدی توی بیمارستان بودی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط