{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شعر_مهدوی

شعر_مهدوی
مهجور پریشانم افتاده بکوی تو
خوش بی سروسامانم ازغمزه موی تو

ای دوست دلم سوزی تاچهره برافروزی
زین شعله دلم سوزددرگوشه کوی تو

شدبی سروسامان دل شوریده وحیران دل
مائیم پریشان دل ازجام وسبوی تو

کس نیست که حال مازان یارهمی پرسد
آخرچه کنم بااین غمخواری خوی تو

صبراست دوای دل چون صبرکنم آخر
بسیارتوان کردن لیکن نه زموی تو

ای خوبترازمریم زلفت زچه شددرهم
برمانظری آخرای میکده کوی تو

ماازغم مهجورت دریافته این معنا
کاین ره نبودپیداوین سرنه به گوی تو
دیدگاه ها (۱)

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

آینده سازان موسیقی ایران😍😍😍😍😍#انرژی_مثبت #عاشقانه_ها #شعر_فا...

#انرژی_مثبت #عاشقانه_ها #شعر_فارسی #اشعار_ناب #ترانه_اصیل #ک...

#انرژی_مثبت #عاشقانه_ها #شعر_فارسی #اشعار_ناب #ترانه_اصیل #ک...

مجـــــــــــــرد...ذوق گلـــــــبیالشعب..الصینی.ماله.حالی.....

من اگر پرنده بودم،فکر می‌کردم پروازچیزی شبیه نگاه کردن به تو...

و تــــو بکرترین منظره‌ای . . !مثلِ درختِ پرتقالیکہ در پاییز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط