بیا یک کم به پای هم پیر شویم!
بیا یک کم به پای هم پیر شویم!
دست هم را بگیریم و قدم بزنیم
من برایت گل بخرم
بگویی خدا مرگم!
بیا برویم سفر به دوری همین خیال ها
آنقدر دور که توان برگشت نباشد به امروز!
راستی
گمان میکنی دوستت دارم هایم رابا صدای لرزان
وقتی از بالای شیشه ی عینکم نگاهت میکنم
و عصای چوبی منبت کاری شده ام را در هوا تاب میدهم...
همین قدر دوست خواهی داشت؟
نگو نه که دلم میگیرد!
من که قول میدهم چایی قند پهلویت را در استکان کمر باریک
همیشه دوستم داری معنا کنم!
تو هم قول بده وقتی سیگار میکشم و تماشایت میکنم
دورت بگردم معنایش کنی!
دوست داشتن یعنی این...
ساده و بی توجه به تقویم ها!
دست هم را بگیریم و قدم بزنیم
من برایت گل بخرم
بگویی خدا مرگم!
بیا برویم سفر به دوری همین خیال ها
آنقدر دور که توان برگشت نباشد به امروز!
راستی
گمان میکنی دوستت دارم هایم رابا صدای لرزان
وقتی از بالای شیشه ی عینکم نگاهت میکنم
و عصای چوبی منبت کاری شده ام را در هوا تاب میدهم...
همین قدر دوست خواهی داشت؟
نگو نه که دلم میگیرد!
من که قول میدهم چایی قند پهلویت را در استکان کمر باریک
همیشه دوستم داری معنا کنم!
تو هم قول بده وقتی سیگار میکشم و تماشایت میکنم
دورت بگردم معنایش کنی!
دوست داشتن یعنی این...
ساده و بی توجه به تقویم ها!
- ۱.۶k
- ۰۵ مهر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط