{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از دست تو امشب گله دارد دل زارم

از دست تو امشب گله دارد دل زارم
دلتنگ نگاهت شدم ، آرام ندارم

بی روی تو چون برگ خزان دیده ی زردم
شبنم زده بر دیده و بازیچه ی دردم

رفتی و ندارم ز تو یک نام و نشانی
در راه وصال تو هدر رفته جوانی

ترسم که شوی بلبل باغ دل دیگر
یا شمع شب افروز شب و محفل دیگر

ترسم که نشینی به دل **** پرستی
دست تو ببینم که گره خورده به دستی

از داغ فراغت شده این سینه شرر بار
دردانه ی من ، دست از این فاصله بردار

خستم به خدا زین همه تکرار گلایه
غمهای تو در پشت سرم سایه به سایه.....
دیدگاه ها (۵)

آمدی بغض مرا قسمت باران بکنیبارش ابر مرا سهم بیابان بکنیآمدی...

نفسم .... امنیت یعنے تـــــღـــــو...امنیت یعنے ﻣﺤﮑﻢ دستت ﺭﺍ...

دوست دارم ساعتی با چشم تو خلوت کنمدر کنارت جا بگیرم با لبت ص...

..

(سایه های خونی) part ۸/***الیویا: لحظه ای نوری چشام های آسمو...

پارت ۱۱ایتاچی پاکت قرص را برداشت. خش خش ان زیر انگشتانش باعث...

(سایه های خونی) part ۹/__شمارش شروع شد،همه ی ماشین ها با غرش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط