آدمیزاد است دیگر دوست دارد دق کند
.
.
آدمیزاد است دیگر، دوست دارد دق کند
.
گاه گاهی گوشه ای بنشیند و هق هق کند
.
.
با خودش خلوت کند از دست بی کس بودنش
.
هی شکایت از خودش، از خلق و از خالق کند
.
.
من شدم این روزها خورشید سرگردان که حیف
.
در پی ات باید مکرر مغرب و مشرق کند
.
.
آن قـدر با چشم هایت دلبری کردی که شیخ
.
جرات این را ندارد صحبت از منطق کند
.
.
حد بی انصاف بودن را رعایت کن... برو !
.
ماندن تـو می تواند شهـر را عاشق کند
.
.
کاش می شد کنج دنجی را شبی پیدا کنم
.
آدمیزاد است دیگر... دوست دارد دق کند!
.
آدمیزاد است دیگر، دوست دارد دق کند
.
گاه گاهی گوشه ای بنشیند و هق هق کند
.
.
با خودش خلوت کند از دست بی کس بودنش
.
هی شکایت از خودش، از خلق و از خالق کند
.
.
من شدم این روزها خورشید سرگردان که حیف
.
در پی ات باید مکرر مغرب و مشرق کند
.
.
آن قـدر با چشم هایت دلبری کردی که شیخ
.
جرات این را ندارد صحبت از منطق کند
.
.
حد بی انصاف بودن را رعایت کن... برو !
.
ماندن تـو می تواند شهـر را عاشق کند
.
.
کاش می شد کنج دنجی را شبی پیدا کنم
.
آدمیزاد است دیگر... دوست دارد دق کند!
- ۲.۳k
- ۰۹ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط