در انتظار دستهایت کنار جاده ها ایستاده ام
در انتظار دستهایت کنار جاده ها ایستاده ام
پرندگان مضطرب چشمهایت
ابرها را برای من گذاشته اند!
آه ... انسان زمستانی !
سرمای کدام سال درون تو را می گریاند؟
که چشمهایت آشفته اند
که چشمهایت غروب پرندگان آشفته اند
شبهای گریستن، فریاد قویی تنها
در بادها- در دریاچه های غریب
وه چه سخت است
سفرهای همه ی جهان
که از من گذشته اند
بی آنکه تو را بیابم...!!
پرندگان مضطرب چشمهایت
ابرها را برای من گذاشته اند!
آه ... انسان زمستانی !
سرمای کدام سال درون تو را می گریاند؟
که چشمهایت آشفته اند
که چشمهایت غروب پرندگان آشفته اند
شبهای گریستن، فریاد قویی تنها
در بادها- در دریاچه های غریب
وه چه سخت است
سفرهای همه ی جهان
که از من گذشته اند
بی آنکه تو را بیابم...!!
- ۸۲۱
- ۱۳ خرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط