{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از قصه ی عشقش

از قصه ی عشقش
خواستم بنویسم
تا
گره دل وا کنم

به قهوه ایی چشمان تو
قسم که نشد...
دیدگاه ها (۱)

دُچار یعنی..دو چشم داری اما؛حواست چهار چشمیپِیِ کسی است...!

.درود بردستهای تو بادآنگاه که پر می کشند به سوی منامروز در ر...

دوستم بدارو تمام دنیا را از من بخواهمنی را که از تمام دنیا،ت...

خواستم با غزلم این گِره را باز کنمگِره ام کور غزل با دل ما ر...

🌱🍒‌هزار قصه نوشتیم بر صحیفه ی دلهنوز عشق تو عنوان سر مقاله ی...

فکر کنم آخرین پیامتو پیدا کردمولی بارکد... @mr_barkod نشد بن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط