{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی مریض بودی ولی …

#چانگبین
صدای باز شدن در اومد و سمت و در رفتی
_ سلامم عزیزم
+ سلامم
_ ببین برات چی خریدممم
+ چی گرفتیی
یه جعبه ی از کیفش دراورد و سمتت گرفت
_ بازش کن
جعبه رو ازش گرفتی و بازش کردی
یه گردنبند خیلی خوشگل بود
+ وای عزیزم نیازی نبود آنقدر خرج کنی
_ یاااا تو هیچ ذوقی نشون ندادی
+خب این خیلی خیلی قشنگه ولی اخه نیازی نبود
ذوقی که داشت از توی چشماش محو شد
_ باشه … ببخشید
و سمت اتاق رفت
+چانگبینی چرا معذرت خواهی میکنی
_ گفتی نیازی ندارم
+ چانگبین ببخشید خب ، قهر نکن باشه ؟ ببخشید
_ نیا تو .. میخوام لباس عوض کنم
از اتاق در اومد رفت سمت آشپزخونه
+ ببخشید دیگه
_ نیازی نیست معذرت خواهی کنی
+ خب پس چرا قهر کردی
_ مهم نیست
+ مهمه
چند ثانیه ای نگذشت که احساس کردی سرگیجه داری
دستتو روی کابینت گذاشتی که زمین نخوری
و با یه دستت سرت رو گرفتی که چانگبین نگران شد سمتت برگشت
_ ات .. خوبی ؟؟
+ …
_ ات ؟؟
_ ات حالت خوبه ؟
+ سرگیجه دارم
آروم بغلت کرد و بردت روی مبل
_ صبر کن تا برات آب بیارم
آب رو خوردی
_ میخوای بریم دکتر
+ نه
_ خب … خب اممم
انگار دنبال یه چیزی میگشت که از روی میز یه شکلات برداشت
_ اینو بخور شاید فشارت افتاده
+ نمیخوام
_ یاااا ات بخورش دیگه
شکلات رو باز گرد که باعث شد حالت بهتر شه
_ بهتری ؟
+ اره
_ وای خدایا مردم
+ آقای قهر
_ نکنه انتظار داشتی از قهرم دست نشکم و بزارم همونجا بمونی
خندیدی
+ تصمیم عاقلانه ای نبود
چانگبین پاشد و سمت اتاق رفت و بعد از پشت گردنبند رو برات بست
بغلش کردی
+ خیلی خوشگله
_این دقیقا چیزی بود که باید از اول میگفتی
+ من که گفتم ببخشید
_ باشه پذیرفته شد
که هر دو خنده ای کردید
دیدگاه ها (۳)

وقتی مریض بودی ولی…

وقتی مریض بودی ولی …

وقتی مریض بودی ولی …

وقتی مریض بودی ولی …

وقتی حسودی می‌کرد …

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط