{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اندر دل ما تویی نگارا...

اندر دل ما تویی نگارا...
دیدگاه ها (۰)

مادر بزرگم آخر همه ی تلفن هایش می گفت:کاری نداشتم که!!زنگ زد...

اگر از وضعیت چیزها راضی نیستی، آنها را تغییر بده. تو یک درخت...

دختر باید ماشین باز باشه...وگرنه کارای خونرو که همه بلدن...

اینم از کفشای جدیدش..🥰

﮼ هر صبح قلب من با عشق تو طلوع میکنه امروز صبح تا بیدار شدم ...

دل خوشیم تویی

گفته بودم شادمانم؟ بشنو و باور مکن!🌸🍃گاه می لغزد زبانم، بشنو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط