{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یاد آن شب 

یاد آن شب 
که تو را دیدم و گفت
دل من با دلت افسانهٔ عشق
چشم من دید 
در آن چشم سیاه
نگهی تشنه و دیوانهٔ عشق
آه اگر باز بسویم آیی
دیگر از کف ندهم آسانت ..
دیدگاه ها (۱)

خاموشی لبم نه ز بی دردی و رضاست از چشم من ببین که چه غوغاست ...

من و دنیا ..همدیگر را رنگ میکنیم ،من با مداد سیاه، دنیا با م...

حس من پیش کسی مثل تو ابراز نشد-مثل فرعون که حریف دمِ اعجاز ن...

قصه تلخ از عشق

چون‌تو‌را‌دیدم‌دلم‌لرزید‌و‌رویم‌رنگ‌باختتیر‌چشمانت‌به‌قلبم‌خ...

نقاش غزل تا به چشمان تو پرداخت دیوانه شد از طرز نگاهت قلم ان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط