{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یاد آن شب 

یاد آن شب 
که تو را دیدم و گفت
دل من با دلت افسانهٔ عشق
چشم من دید 
در آن چشم سیاه
نگهی تشنه و دیوانهٔ عشق
آه اگر باز بسویم آیی
دیگر از کف ندهم آسانت ..
دیدگاه ها (۱)

خاموشی لبم نه ز بی دردی و رضاست از چشم من ببین که چه غوغاست ...

من و دنیا ..همدیگر را رنگ میکنیم ،من با مداد سیاه، دنیا با م...

حس من پیش کسی مثل تو ابراز نشد-مثل فرعون که حریف دمِ اعجاز ن...

آن‌که رخسار تو را این همه زیبا می‌کردکاش از روز ازل فکر دل م...

ای ماهترین من ، .. ای از همگان خوشتر ...آن چشم خمار تو بر ای...

بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتمهمه تن چشم شدم، خیره ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط