با پا خود رفتم و ه گفتم تقدر

با پاي خود رفتيم و هي گفتيم تقدير
در گِل نشستيم و به خود بستيم زنجير

تقويم ها گفتند و ما باور نكرديم
يك عمر در پرواز خود كرديم تاخير

تا راحت وجدانمان بر هم نريزد
هر درد را با حكمتي كرديم تفسير

ما تيشه را بر ريشه ي خود مي زنيم و
اي واي بر دستِ رها گشته ز تدبير

از ماست هر ظلمي كه در هر لحظه بر ماست
اين است رمز حركت و آغاز تغيير

. 🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
دیدگاه ها (۰)

ﻣﺮﺩﻣﺎﻥ ﺩﺭ ﻣـــﻦ ﻭ ﺣﯿﺮﺍﻧﯽ ﻣﻦ ﺣﯿﺮﺍﻧﻨــﺪمن ﺩﺭ ﺁنکس کهﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﯿﻨﺪ...

امروز ،عکاس خودم 😉😉در ژرف توآینه ایستکه قفس ها را انعکاس می ...

ما خویش ندانستیم بیداریمان از خوابگفتند که بیدارید، گفتیم که...

زندگی کاش که بر وفق مرادت باشدآنکه از یاد تو را برد ،به یادت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط