پارت چهارم
پارت چهارم
برد و گذاشتت رو تخت آروم گردنت رو بوسید و تو سرتو به نشونه ی نارضایتی تکون دادی یکم عصبانی بود و کارت باعث شد بیشتر عصبانی بشه محکم رون پات رو گاز گرفت تو جیغ زدی و دهنتو با دستش گرفت بهت نزدیک شد و آروم بغل گوشت زمزمه کرد : ( تا من میام بخواب چون بعدش وقت خواب نداری ) « با پوزخند ریز» با این حرفش مو به تنت سیخ شد و اون قهقه سر داد و خم شد و لاله ی گوشت رو گار گرفت ناله ای ریز کردی اما براش مهم نبود بلند شد و رفت سمت در، در رو که باز کرد برگشت و آروم گفت : ( فکر فرار به سرت نزنه فقط خودت رو خسته میکنی.)
تا رفت بیرون سعی کردی پنجره هارو چک کنی شیشه اش ضد ضربه بود و پنجره هم هیچوره باز نمیشد هرچند از اون ارتفاع گربه هم زنده نمیموند رفتی سمت در اونم هیچ جوره باز نمیشد. بیخیال شدی خیلی تلاش کردی اما هیچی به هیچی رفتی روی تخت دراز کشیدی و خودتو جمع کردی و پتو کشیدی روت و یکم گریه کردی که خوابت برد. با یکم درد روی کمرت از خواب پریدی وقتی بیدار شدی دیدی دازای داره کمرت رو محکم میمکه ترسیدی و گفتی داری چیکار میکنی چشماش رو بسته بود و با حرف تو چشماش رو باز کرد و با بی حوصلگی و انزجار گفت : ( بلاخره پاشدی ) از دیدن دازای تو اون صورت سرخ شده بودی گفتی : ( وقتی خواب بودم دیگه چیکار کردی؟) خندید و گفت : ( مطمئنی میخوای بدونی ؟ اگه بهت بگم شاید گریت بگیره یا شاید بهتره حالا که بیداری دوباره روت انجامشون بدم.) بیشتر قرمز شده بودی و اینبار عصبانی دستت رو مشت کردی و خواستی بزنی تو صورتش که محکم دستت رو گرفت و فشار داد لبخندش کمرنگ شده بود اما هنوز روی لبش بود نزدیکت شد : ( داری سعی میکنی نشون بدی شجاعی تا کی میخوای نقش بازی کنی و با حرفات اذیتم کنی ؟ شاید بهتره کاری کنم دیگه حرف نزنی!
لباش رو روی لبات گذاشت تو سرت کج کردی لبات رو رو هم گرفتی تا نتونه ببوستشون سرت رو توی دو تا دستاش گرفت دست چپش رو برد رو گردنت و مجبورت کرد لبات رو از هم باز کنی محکم لبت رو بوسید و دیگه ولش نکرد همون جوری آروم دستش رو برد پایین و دکمه های لباست رو باز کرد بدنت رو بوسید تو مدام در حال مخالفت بودی دکمه های لباس خودش رو هم باز کرد با اینکارش شروع کردی دست و پا زدن اما زورش از تو خیلی بیشتر بود و هیچوره زورت بخش نمیرسید........
هعی خسته شدم 😢😢
شرمنده اگه این پارت یکم کم شد بچه ها بگید پارتا هنتای باشه یا ساده چون خودم موندم
برد و گذاشتت رو تخت آروم گردنت رو بوسید و تو سرتو به نشونه ی نارضایتی تکون دادی یکم عصبانی بود و کارت باعث شد بیشتر عصبانی بشه محکم رون پات رو گاز گرفت تو جیغ زدی و دهنتو با دستش گرفت بهت نزدیک شد و آروم بغل گوشت زمزمه کرد : ( تا من میام بخواب چون بعدش وقت خواب نداری ) « با پوزخند ریز» با این حرفش مو به تنت سیخ شد و اون قهقه سر داد و خم شد و لاله ی گوشت رو گار گرفت ناله ای ریز کردی اما براش مهم نبود بلند شد و رفت سمت در، در رو که باز کرد برگشت و آروم گفت : ( فکر فرار به سرت نزنه فقط خودت رو خسته میکنی.)
تا رفت بیرون سعی کردی پنجره هارو چک کنی شیشه اش ضد ضربه بود و پنجره هم هیچوره باز نمیشد هرچند از اون ارتفاع گربه هم زنده نمیموند رفتی سمت در اونم هیچ جوره باز نمیشد. بیخیال شدی خیلی تلاش کردی اما هیچی به هیچی رفتی روی تخت دراز کشیدی و خودتو جمع کردی و پتو کشیدی روت و یکم گریه کردی که خوابت برد. با یکم درد روی کمرت از خواب پریدی وقتی بیدار شدی دیدی دازای داره کمرت رو محکم میمکه ترسیدی و گفتی داری چیکار میکنی چشماش رو بسته بود و با حرف تو چشماش رو باز کرد و با بی حوصلگی و انزجار گفت : ( بلاخره پاشدی ) از دیدن دازای تو اون صورت سرخ شده بودی گفتی : ( وقتی خواب بودم دیگه چیکار کردی؟) خندید و گفت : ( مطمئنی میخوای بدونی ؟ اگه بهت بگم شاید گریت بگیره یا شاید بهتره حالا که بیداری دوباره روت انجامشون بدم.) بیشتر قرمز شده بودی و اینبار عصبانی دستت رو مشت کردی و خواستی بزنی تو صورتش که محکم دستت رو گرفت و فشار داد لبخندش کمرنگ شده بود اما هنوز روی لبش بود نزدیکت شد : ( داری سعی میکنی نشون بدی شجاعی تا کی میخوای نقش بازی کنی و با حرفات اذیتم کنی ؟ شاید بهتره کاری کنم دیگه حرف نزنی!
لباش رو روی لبات گذاشت تو سرت کج کردی لبات رو رو هم گرفتی تا نتونه ببوستشون سرت رو توی دو تا دستاش گرفت دست چپش رو برد رو گردنت و مجبورت کرد لبات رو از هم باز کنی محکم لبت رو بوسید و دیگه ولش نکرد همون جوری آروم دستش رو برد پایین و دکمه های لباست رو باز کرد بدنت رو بوسید تو مدام در حال مخالفت بودی دکمه های لباس خودش رو هم باز کرد با اینکارش شروع کردی دست و پا زدن اما زورش از تو خیلی بیشتر بود و هیچوره زورت بخش نمیرسید........
هعی خسته شدم 😢😢
شرمنده اگه این پارت یکم کم شد بچه ها بگید پارتا هنتای باشه یا ساده چون خودم موندم
- ۱۴۰
- ۲۱ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط