درخت نعره ی تلخی زد وبه خاک افتاد
درخت نعره ی تلخی زد وبه خاک افتاد
تبر به خنده در آمد از این حکایت
گفت
ببین چگونه بخاک سیاهت افکندم
درخت گفت
تو مارا زپا نیافکندی
که از وجود تو مردافکنی نمی آید
زپا فتاده خویشم
وبه خویشتن بنگر
که پاره ی تن من دستگیر
ودسته ی تست
به روز رزم ننالد کــــــــــــسی زدشمن گرد
چه ساز د آن که بمیدان زپشت خنجر خورد
محمود پاینده لنگرودی
تبر به خنده در آمد از این حکایت
گفت
ببین چگونه بخاک سیاهت افکندم
درخت گفت
تو مارا زپا نیافکندی
که از وجود تو مردافکنی نمی آید
زپا فتاده خویشم
وبه خویشتن بنگر
که پاره ی تن من دستگیر
ودسته ی تست
به روز رزم ننالد کــــــــــــسی زدشمن گرد
چه ساز د آن که بمیدان زپشت خنجر خورد
محمود پاینده لنگرودی
- ۲۱۸
- ۱۲ اسفند ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط