{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درخت نعره ی تلخی زد وبه خاک افتاد

درخت نعره ی تلخی زد وبه خاک افتاد
تبر به خنده در آمد از این حکایت
گفت
ببین چگونه بخاک سیاهت افکندم
درخت گفت
تو مارا زپا نیافکندی
که از وجود تو مردافکنی نمی آید
زپا فتاده خویشم
وبه خویشتن بنگر
که پاره ی تن من دستگیر
ودسته ی تست
به روز رزم ننالد کــــــــــــسی زدشمن گرد
چه ساز د آن که بمیدان زپشت خنجر خورد

محمود پاینده لنگرودی
دیدگاه ها (۲)

امشب هم گذشت... تو در خواب ولی من بدون خواب... بازهم ...

من هستم و دوباره دلی بی قرار تواین جاده های خسته ی چشم انتظا...

دلت را اقیانوس کن..حرفهای تلخ را به اعماق آن بفرستبعد از مدت...

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِاَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا ...

و بله دنیز عاشق دمیر شد نه تئومان . . :)!

زوج خفن!!

ArLey :)!

عشق زیبای دلینا تا ابد :)!

ولی ترکیب این دوتارو هم دوسداشتم :)!

ولی این فیلم . . ;)!

وای:))))

«دکترینِ حَد؛ عملیاتِ بهرام محمدی علیه مافیا و مسئولانِ فاسد...

«دکترینِ حَد؛ عملیاتِ بهرام محمدی علیه مافیا و مسئولانِ فاسد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط