{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

📖 یک درس آموز (و غافلگیرکننده!)

📖 یک درس آموز (و غافلگیرکننده!)

موتور شخصی دزدیده شد، اما فردای آن شب، دزد موتور را کاملاً پاک و تمیز شسته و درست در همان جایی که دزدی کرده بود، گذاشت. صاحب موتور وقتی موتورش را دید، چشمش به نامه‌ای افتاد که در آن نوشته بود:

«خیلی شرمنده هستم، معذرت می‌خواهم. موتور شما را بدون اجازه گرفتم چون خانمم در حال زایمان بود و در آن ساعت شب چاره‌ای نداشتم. به فضل خدا همه چیز خوب پیش رفت و فرزندم به سلامت به دنیا آمد. از شرمندگی نمی‌توانم به دیدارتان بیایم، اما امیدوارم مرا ببخشید و این تحفه ناچیزی که برایتان آماده کرده‌ام را قبول کنید.»

صاحب موتور صندوق را باز کرد و دید: گل، شیرینی، یک کیلو پسته و بلیت‌های سینما برای تمام خانواده‌اش برای تماشای فیلم جدید «آخرین سرباز» در بهترین سینمای شهر! 🎁

او با اشک‌های شوق در دل گفت: «خدا را شکر که اجر و ثواب را بدون زحمت برایم رساند». سپس با تمام خانواده به سینما رفت تا فیلم را ببیند. 🎬

وقتی به خانه برگشت، دید دزد تمام خانه را جمع کرده و برده است و فقط یک نامه کوچک روی میز گذاشته که در آن نوشته بود...

«چطور بود؟ فیلمش قشنگ بود؟؟؟؟؟» 🤣

حواستون باشه هیچ‌وقت گول ظاهر مهربان‌ها رو نگیرید! 😉🫢


💯
دیدگاه ها (۰)

اگه بنزینی که قبلا می زدید زرد بوده ولی الان بی رنگ شده؛ دلی...

💚هدیه ۵ شاخه گل صلوات محضر حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها 💚...

P¹⁵اما چند ثانیه بعد، تصویر عوض شد.پنج دختر وارد همان ساختما...

رمان: رنگِ انتقام، بویِ عشقپارت پنجم | راز پشت درهای بستهآن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط