{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌فیک شب رویایی

‌فیک شب رویایی
p1

لطفا نریزن سرم که تو انجین نیستی واقعا که، اینا همششش فیکه و ساخته ی فکر خودمه
💢اسکی ممنوععع💢

ویو ا.ت
اه باز این صبح کوفتی شروع شد، نمیخوام زندگیم ادامه داشته باشه اه، از زندگیم، از خودم بدم میاد
نمیخوام برم مدرسه که توسط همه مسخره شم
راستی من ا.ت هستم و 17 سالمه و سال اخر دبیرستانم

ویو سابرینا(دوست ا.ت)
واییی خیلی ذوق دارمممم، امروززز میرم کنسرت انهایپنننننن یس، یه بلیت اضافه دارم امروز اونو تو مدرسه میدم به ا.ت

ویو ا.ت
رفتم دستشویی و کارای شخصیمو کردم و رفتم پایین یه چیزی بخورمو برم مدرسه
یه چیزی از توی یخچال پیدا کردم و خوردم
توی اتاق بودم داشتم لباس عوض میکردم دیدم گوشیم زنگ خورد، سابرینا بود

(علامت ا.ت• علامت سابرینا~)
•: دالی خره
~: شلام، شطوری منگل
•:خوبم، چت شد زنگ زدی نانا؟
~: امروز میای مدرسه؟
•:بله متاسفانه
~: خب اماده شو من بیام دنبالت باهم بریم یه سوپرایزم برات دارم اشکول
•: عه ایول نانا، حله من برم اماده شم
~: بابای اشکول
•: بابای منگل


اماده شدم و سابرینا زنگ زد گفت بیا جلو درم
رفتم پیشش داشتیم میرفتیم مدرسه یهو گفت

~:ا.ت، روی کی کراش بودی؟
•: افکورس که نیکی از انهایپن😼
~: بگیر اینم بلیت کنسرت انهایپن برای امروز، بیا باهم بریم شاید به کراشت رسیدی نانا😼
•: عررررر، مرسیییی دخترررررر💞
~: خب دیگه بدو تا دیر نشده بریم سرکلاس

نویسنده:: ا.ت و سابرینا رفتن سرکلاس.....
کلاس تموم شد و بعد کلاس سابرینا به ا.ت گفت..........
#انهایپن #جی #جیک #جونگوون #نیکی #هیسونگ #سونگهون #سونو #رمان #سناریو #چندپارتی
دیدگاه ها (۰)

بمونه به یادگاری.....

میخوام یه فیک درباره ی انهایپن بنویسم به نام شب رویایی، اوکی...

P¹زمان همه چیز را تغییر می‌دهد ویو ا/ت از خواب بیدار شدم بدن...

عشق مافیا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط