{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کو همہ لطف کہ در روے تو دیدم همہ شب

کو همہ لطف کہ در روے تو دیدم همہ شب
وان حدیثِ چو شِکـر کز تو شنیدم همہ شب

گر چہ از شمعِ تو می‌سوخت چو پروانہ دلم
گردِ شمـعِ رخِ خوب تو ... پریـدم همہ شب

شب بہ پیش رخِ چون مـاه تو چادر می‌بست
من چو مہ چـادر شب می ‌بدَریدم همہ شب

دام شـب آمد و جـان‌هاے خـلایق برُبـود
چون دل مـرغ ، در آن دام طپیـدم همہ شب

مولانا


پروردگارا سجاده شب را
روبه قبله نڪاه توبازخواهم ڪرد
و ذڪر تسبیح امشبم
همچون دیشب و هر شب
تنها یڪ جمله اسٺ ...
دوستٺ دارم
اے آرام دݪ و جانم...
دیدگاه ها (۱)

ای معبودم!...چه لذت بخش است گذر نسیم یاد تو بر دلها،چه زیباس...

تو خودت دیوان حافظی،هر نَفَست را نیت میکنم ، فال میزنم،مژده ...

آن شب که دلی بود به میخانه نشستیم آن توبه صدساله به پیمانه ش...

تنها خداست که میداندبهترین در زندگی توچگونه معنا می‌شودمن آن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط