گر نگشتم لایق آه سحر چون زاهدان

گر نگشتم لایق آه سحر چون زاهدان
نیستم گر لایق طوف حرم چون حاجیان
گر بهشتم می سزد دیدار جانانم بس است
#صوفی_عشقری
#عشقری
دیدگاه ها (۰)

لب همان لب بود اما بوسه اش گرمی نداشت دل همان دل بود اما مست...

شده ای غلام صورت به مثال بت پرستانتو چو یوسفی ولیکن به درون ...

تا بدانجا رسید دانش من که بدانم که همی نادانممی دانم که هیچ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط