بازگشتم امشب از میخانه،اما مست مست
بازگشتم امشب از میخانه،اما مست مست
سر درون سینه و تنهای تنها مست مست
با سری از بادهی آتش به پا کن، گرم گرم
با دلی دیوانه و رسوای رسوا،مست مست
در میان کوچهها،افتان و خیزان چون نسیم
جامه وارون کرده و شیدای شیدا، مست مست
از پس یک روز با این خلق ابکم،گنگ گنگ
قفل لب بگشوده و گویای گویا، مست مست
همچو طوطی در پس آیینه دل، قصهگو
چون کلیم از اشتیاق طور سینا، مست مست
باهمین شبگردی و دیوانگی از شور عشق
بازگشتم امشب از میخانه،اما مست مست
معینی کرمانشاهی
سر درون سینه و تنهای تنها مست مست
با سری از بادهی آتش به پا کن، گرم گرم
با دلی دیوانه و رسوای رسوا،مست مست
در میان کوچهها،افتان و خیزان چون نسیم
جامه وارون کرده و شیدای شیدا، مست مست
از پس یک روز با این خلق ابکم،گنگ گنگ
قفل لب بگشوده و گویای گویا، مست مست
همچو طوطی در پس آیینه دل، قصهگو
چون کلیم از اشتیاق طور سینا، مست مست
باهمین شبگردی و دیوانگی از شور عشق
بازگشتم امشب از میخانه،اما مست مست
معینی کرمانشاهی
- ۲.۱k
- ۱۵ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط