کافیست مهری در دل انسان بیفتد
کافیست مهری در دل انسان بیفتد
تا او هم از نان و هم از ایمان بیفتد
من تازه میفهمم چه اندوه بزرگیست
وقتی ملخ در حاصل دهقـان بیفتد
دندان عقل است عشق و دردش ناگهانیست
درمان ندارد تا که این دندان بیفتد
در گوشهای بگذار و بگذر از سر عشق
چونان که پیش پای عابر نان بیفتد!
امّید رستن نیست از زنجیر زلفش
باید کلید از دست زندانبان بیفتد
راهی شدی، اشکم به راه افتاد نمنم
قدری بمان تا لااقل باران بیفتد ...
تا او هم از نان و هم از ایمان بیفتد
من تازه میفهمم چه اندوه بزرگیست
وقتی ملخ در حاصل دهقـان بیفتد
دندان عقل است عشق و دردش ناگهانیست
درمان ندارد تا که این دندان بیفتد
در گوشهای بگذار و بگذر از سر عشق
چونان که پیش پای عابر نان بیفتد!
امّید رستن نیست از زنجیر زلفش
باید کلید از دست زندانبان بیفتد
راهی شدی، اشکم به راه افتاد نمنم
قدری بمان تا لااقل باران بیفتد ...
- ۷۹۰
- ۱۶ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط