مافیایعاشق
#مافیای_عاشق
) ولی با خواهر تهیونگ مهربون تر و صمیمی تر بودن بخاطر همین خواهرش خیلی بهتر از تهیونگ احساس بلده و بخاطر همینم تهیونگ جدیدا سعی داره از خواهرش یه چیزی یاد بگیره و گرفته یه جور هایی ازش (یعنی برادر چس تومن احساساتم نداره عالیه ☺😐)حداقل اون بلده و چون دوست داره تهیونگ مثل آدم های دیگه معمولی باشه و احساسات داشته باشه و عاشق شه و زندگی با احساسی داشته باشه ولی به اینکه خیلی کم بلده بازم سعی داره با هیچی بلد نیستن دل نزدیک هاشو شاد کنه دوست هاش و اطرافیانش که نزدیکه شن ( دوست نداشته باش تهیونگ جان ما داریم چی شد تموم اشتباهاتمون بخاطر احساساتمونه 😐😭) و یه نکته مامان بابای تهیونگ عاشق اینن که اون وارد رابطه بشه یا طولانی با کسی بمونه یا حتی ازدواج کنه چون شاید فکر میکنن اگه با کسی باشه مافیا کاریش نه حداقل یکم از جو مافیایی دور بشه که اونو قطعن یه کس میتونه براش انجام بده ( حالا سوال اینجاس اونا از کجا میخوان بفهمن ؟) مامان بابایتهیونگ از خود تهیونگ ازش بیشتر خبر دارن اینکه کجا میره هر ساعتی چیکار میکنه با کی هست کی نیست همیشه زیر نظرش دارن ولی همیشه بیخالی براش طی میکنن حتی اینو خود تهیونگ هم میدونه که خانواده ش از همه چیزش خبر دارن ولی بازم پی گیرش نیستن تهیونگ رو بیشتر حرصی میکنه( بیچاره بچم 🥺) و مامان بابای تهیونگ قول داده بودن زن شوهری که یه موقع تهیونگ تو رابطه رفت و موندی موند چند ماه مطمئن شدن میمونه باهاش رابطه شو میخوان با تهیونگ بهتر کنن ( حتما باید بره تو رابطه تا خوب شید شترا🙄🔪)
و یه نکته تهیونگ چندماه پیش با یه دختره بود دوستش داشت ولی رابطه شون کم بود و احساساتشون سرد شد ولی تهیونگ بعضی وقت ها تو فکرشه و پیام و عکس شمارشو داره هنوز ولی همین جوری نه از لحاظ بد شاید یه موقع دویاره باهاش باشه ولی خیلی وقته جدا شده نزدیک یه سال و حتی یادشم نیست خیلی وقت ها و الان از یه دختره جدیدا خوشش اومده که تو خیابون دیده و یکم پی گیر شده و یه کوچولو اطلاعات گیر آورده و حتی به خواهرشم گفته که این دختره با همشون فرق داره و دلم نمی خواد دلشو بکشونم و میخوام باهاش باشم و ( و یکی از دلایل اینکه تهیونگ میخواد احساسات یاد بگیره بخاطر این دختره س و جدیدا تصمیم داره یاد میگیره) و حالا اون دختره کیه؟ ا.ت ...
و تنها چیزی که ازش پیدا کرده اسمش و فامیلیش و کشوری که زندگی میکنه و خوش حاله که کره ای و اینجا زندگی میکنه و مسافر یا مهاجر نیست و دختر معروفی نیست و زندگی خیلی عادی ( ولی اطلاعات بیشتری پیدا نکرده هنوز تازه س فعلا حوصله نداره وگر بخواد مدرسه شم پیدا میکنه ولی یکم راجبش میخواد فکر کنه بعد بیشتر پیگیرش شه)
خب دوستان اسم مامان بابای تهیونگ و خواهرش
اسم مامانش هان سو اسم باباش جیهون اسم خواهرش لی جیسو ( و ایناهم یه جور هایی نقش فرعی هستن و یه چیزی تو فیک اگه لی جیسو بزارم توضیحاتشو و قیافه اینارو بیشتر توضیح میدم ولی فعلا نمیخواد )
.
.
.
قشنگ های من بلخره مقدمه تموم شد ببخشید زیاد شد اندازه یه یه فیک شد 😅 ببخشیددددد مقدمه از اسمش روشه باید کم باشه ولی زیاد شد دیگه خیلی توضیح دادم تا قشنگ بره تو ذهنتون یه وقت وسط فیک گیج نشید بخاطر همین مقدمه چیزیو جا انداخته باشم و اکه گیج شدید تو کامنت بگید حتما توضیح میدم خلاصه و اگه جایی هم اشتباه شد ببخشید علت املایی یا چیز دیگه چون دیر وقته و تو داستان شاید وسطاش اضافه شه آدم ولی نه بمونه بیشتر همین هایی که توضیح دادم تو فیک میاد و مرسی تا اینجا دیدید این مقدمه طولانی رو و منتظر پارت های بعد باشید مخصوصا یک که فردا یا چند روز دیکه میزارم خلاصه حمایتتتتتت میخوام ازتون لایک و فالو و کامنت یادت نره بهم انرژی میدی و خسته گیمو تو این ساعت از بین میبری دوستون دارم فعلا بایییی ( بیا پایین کارت دارم قوانین دارمممم)
.
.
.
خو دوستان منم مثل خیلی از پیج های دیکه که فیک مینويسن شرط میزارم البته مقدمه رو نه ولی پارت هارو حتما و حتما حتما برسونید ورگر نه نمیزارم و حمایتم نکنید متوقف میشه فیک ( خیلییییی قشنگه الکی حیفه ش نکنید یه دکمه لایک بزن و تموم و شرط هامو برسون نگاه به مهربونیم نکنااااا به اینکه این همه زحمت میکشم مینویسم ولی متوقف میکنم رحمی تو من نیست حمایت برام مهم تره نشه دیگه....) و آره خلاصه خیلییی دوستون دارم وقتتو نو دیگه نمیگیرم فعلا تا پارک بعد ...
نویسنده:melisa
) ولی با خواهر تهیونگ مهربون تر و صمیمی تر بودن بخاطر همین خواهرش خیلی بهتر از تهیونگ احساس بلده و بخاطر همینم تهیونگ جدیدا سعی داره از خواهرش یه چیزی یاد بگیره و گرفته یه جور هایی ازش (یعنی برادر چس تومن احساساتم نداره عالیه ☺😐)حداقل اون بلده و چون دوست داره تهیونگ مثل آدم های دیگه معمولی باشه و احساسات داشته باشه و عاشق شه و زندگی با احساسی داشته باشه ولی به اینکه خیلی کم بلده بازم سعی داره با هیچی بلد نیستن دل نزدیک هاشو شاد کنه دوست هاش و اطرافیانش که نزدیکه شن ( دوست نداشته باش تهیونگ جان ما داریم چی شد تموم اشتباهاتمون بخاطر احساساتمونه 😐😭) و یه نکته مامان بابای تهیونگ عاشق اینن که اون وارد رابطه بشه یا طولانی با کسی بمونه یا حتی ازدواج کنه چون شاید فکر میکنن اگه با کسی باشه مافیا کاریش نه حداقل یکم از جو مافیایی دور بشه که اونو قطعن یه کس میتونه براش انجام بده ( حالا سوال اینجاس اونا از کجا میخوان بفهمن ؟) مامان بابایتهیونگ از خود تهیونگ ازش بیشتر خبر دارن اینکه کجا میره هر ساعتی چیکار میکنه با کی هست کی نیست همیشه زیر نظرش دارن ولی همیشه بیخالی براش طی میکنن حتی اینو خود تهیونگ هم میدونه که خانواده ش از همه چیزش خبر دارن ولی بازم پی گیرش نیستن تهیونگ رو بیشتر حرصی میکنه( بیچاره بچم 🥺) و مامان بابای تهیونگ قول داده بودن زن شوهری که یه موقع تهیونگ تو رابطه رفت و موندی موند چند ماه مطمئن شدن میمونه باهاش رابطه شو میخوان با تهیونگ بهتر کنن ( حتما باید بره تو رابطه تا خوب شید شترا🙄🔪)
و یه نکته تهیونگ چندماه پیش با یه دختره بود دوستش داشت ولی رابطه شون کم بود و احساساتشون سرد شد ولی تهیونگ بعضی وقت ها تو فکرشه و پیام و عکس شمارشو داره هنوز ولی همین جوری نه از لحاظ بد شاید یه موقع دویاره باهاش باشه ولی خیلی وقته جدا شده نزدیک یه سال و حتی یادشم نیست خیلی وقت ها و الان از یه دختره جدیدا خوشش اومده که تو خیابون دیده و یکم پی گیر شده و یه کوچولو اطلاعات گیر آورده و حتی به خواهرشم گفته که این دختره با همشون فرق داره و دلم نمی خواد دلشو بکشونم و میخوام باهاش باشم و ( و یکی از دلایل اینکه تهیونگ میخواد احساسات یاد بگیره بخاطر این دختره س و جدیدا تصمیم داره یاد میگیره) و حالا اون دختره کیه؟ ا.ت ...
و تنها چیزی که ازش پیدا کرده اسمش و فامیلیش و کشوری که زندگی میکنه و خوش حاله که کره ای و اینجا زندگی میکنه و مسافر یا مهاجر نیست و دختر معروفی نیست و زندگی خیلی عادی ( ولی اطلاعات بیشتری پیدا نکرده هنوز تازه س فعلا حوصله نداره وگر بخواد مدرسه شم پیدا میکنه ولی یکم راجبش میخواد فکر کنه بعد بیشتر پیگیرش شه)
خب دوستان اسم مامان بابای تهیونگ و خواهرش
اسم مامانش هان سو اسم باباش جیهون اسم خواهرش لی جیسو ( و ایناهم یه جور هایی نقش فرعی هستن و یه چیزی تو فیک اگه لی جیسو بزارم توضیحاتشو و قیافه اینارو بیشتر توضیح میدم ولی فعلا نمیخواد )
.
.
.
قشنگ های من بلخره مقدمه تموم شد ببخشید زیاد شد اندازه یه یه فیک شد 😅 ببخشیددددد مقدمه از اسمش روشه باید کم باشه ولی زیاد شد دیگه خیلی توضیح دادم تا قشنگ بره تو ذهنتون یه وقت وسط فیک گیج نشید بخاطر همین مقدمه چیزیو جا انداخته باشم و اکه گیج شدید تو کامنت بگید حتما توضیح میدم خلاصه و اگه جایی هم اشتباه شد ببخشید علت املایی یا چیز دیگه چون دیر وقته و تو داستان شاید وسطاش اضافه شه آدم ولی نه بمونه بیشتر همین هایی که توضیح دادم تو فیک میاد و مرسی تا اینجا دیدید این مقدمه طولانی رو و منتظر پارت های بعد باشید مخصوصا یک که فردا یا چند روز دیکه میزارم خلاصه حمایتتتتتت میخوام ازتون لایک و فالو و کامنت یادت نره بهم انرژی میدی و خسته گیمو تو این ساعت از بین میبری دوستون دارم فعلا بایییی ( بیا پایین کارت دارم قوانین دارمممم)
.
.
.
خو دوستان منم مثل خیلی از پیج های دیکه که فیک مینويسن شرط میزارم البته مقدمه رو نه ولی پارت هارو حتما و حتما حتما برسونید ورگر نه نمیزارم و حمایتم نکنید متوقف میشه فیک ( خیلییییی قشنگه الکی حیفه ش نکنید یه دکمه لایک بزن و تموم و شرط هامو برسون نگاه به مهربونیم نکنااااا به اینکه این همه زحمت میکشم مینویسم ولی متوقف میکنم رحمی تو من نیست حمایت برام مهم تره نشه دیگه....) و آره خلاصه خیلییی دوستون دارم وقتتو نو دیگه نمیگیرم فعلا تا پارک بعد ...
نویسنده:melisa
- ۶.۸k
- ۲۱ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط