{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آتش بر آشیانه ی مرغی نمی زنند،

آتش بر آشیانه ی مرغی نمی زنند،
گیرم که خیمه خیمه ی آل عبا نبود،

لب تشنه کی کشند کسی را کنار آب،
گیرم حسین سبط رسول خدا نبود،

کی؟ کعب نی به زنی دیده صد بلا،
گیرم اسیر دختر خیرالنسا نبود،

بستر ز زیرپای علیلی کجا کشند،
گیرم که آن مریض یکی ز اولیا نبود،

رأس بریده را که زند چوب خیزران،
گیرم لبش به خواندن ذکر خدا نبود.

«وصال شیرازی»
دیدگاه ها (۹)

دوباره نمی خوام چشمای خیسمُ کسی ببینه،یه عُمری حال و روز من ...

چه مانده از من بر جای،جز اندوه هر شب من ..؟!

رندان تشنه لب را، آبی نمی‌دهد کس، گویی ولی‌شناسان رفتند از ا...

ای بدنِ صدپاره، رو خاک داغِ این صحرایی!چرا مقطع الاعضایی؟! ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط