{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دعوامون شد گفتم

.
دعوامون شد... گفتم:
دیگه نه من نه تو...!
گفت:
میخامت دیووونه...!
گفتم:
ولی من نمیخامت ،
فقط هرچی داریو بردار و برو...!
اومد سمتم،
بغلم کرد انداختم رو شونشو راه افتاد بره...!
گفتم:
دیوونه چیکار میکنی؟
منو بزار زمیییییین...!!!!
گفت:
مگه نگفتی همه چیتوبردارو برو؟
منم همینکارو کردم!!!
دیدگاه ها (۷)

ـکسیو دارم که تمام درداشو ♥تمام سکوتاشو به جون میخرم♥ کسیو د...

❤❤❤❤ من❤❤❤ اخـــم کردن تـــو روبه خنـــدیدن با کســ...

از زبان ا/توقتی رسیدم...بازم دیر کرده بودم...بازم رفته بود.....

پرنسس من پارت ۶ویو اتدرو بست و قفل کرد الان من موندم و این ا...

رمان بغلی من پارت۱۳۱و۱۳۲و۱۳۳و۱۳۴دیانا: تا نیم ساعت داشتیم با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط