متن زیب لطفابخونید
متن زیب لطفابخونید❤
مدتهاست سراغم را نمیگیرد ،
همان که سال ها پیش هر جایی کنارم بود
مرا به میم مالکیت می خواند
به هر رهگذری که میرسید
بین بازوانش محصورم میکرد و
غیرمستقیم میفهماند که آی مردم ببینید این مال من است،
بالاترین جایگاه را در قلبش داشتم،
ناگهان طوفانی در دلش شد،
دو نفره هایمان فروریخت،
و تمام عشق و علاقه اش اسیر خاک شد،
خنده هایش خشکید،
دستانش را پس میکشید و
چشمانش مرا نمیدید
و در آخر یک روز آنچنان مرا به دیوار کوباند که قلبم شکست و خرد شد
زیر لب زمزمه کرد: لعنت به نامت که فقط شناسنامه مرا سیاه کرده، لعنت ...
اما تمام میشود، نامت را هم خط میزنم ...
کاش می دانستم
چه شد که من و میم مالکیت نامم به یکباره از دل و دهانش افتادیم ؟!
چه شد که انقدر از دنیایم دور شد؟؟!!
چه شد که عشقم در دلش خشکید؟؟!!
درگیر این چه شد و اما و اگر ها بودم که
با صدای محضر دار به خود آمدم.. چشمهایم روی نام خط خورده اش خشک شد...
اشک سردی گونه هایم را نوازش کرد و بغضی که دیگر پایین نمیرود....
مدتهاست سراغم را نمیگیرد ،
همان که سال ها پیش هر جایی کنارم بود
مرا به میم مالکیت می خواند
به هر رهگذری که میرسید
بین بازوانش محصورم میکرد و
غیرمستقیم میفهماند که آی مردم ببینید این مال من است،
بالاترین جایگاه را در قلبش داشتم،
ناگهان طوفانی در دلش شد،
دو نفره هایمان فروریخت،
و تمام عشق و علاقه اش اسیر خاک شد،
خنده هایش خشکید،
دستانش را پس میکشید و
چشمانش مرا نمیدید
و در آخر یک روز آنچنان مرا به دیوار کوباند که قلبم شکست و خرد شد
زیر لب زمزمه کرد: لعنت به نامت که فقط شناسنامه مرا سیاه کرده، لعنت ...
اما تمام میشود، نامت را هم خط میزنم ...
کاش می دانستم
چه شد که من و میم مالکیت نامم به یکباره از دل و دهانش افتادیم ؟!
چه شد که انقدر از دنیایم دور شد؟؟!!
چه شد که عشقم در دلش خشکید؟؟!!
درگیر این چه شد و اما و اگر ها بودم که
با صدای محضر دار به خود آمدم.. چشمهایم روی نام خط خورده اش خشک شد...
اشک سردی گونه هایم را نوازش کرد و بغضی که دیگر پایین نمیرود....
- ۹۸۰
- ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط