{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شهر خاموش من آن روح بهارانت کو

شهر خاموش من آن روح بهارانت کو
شور و شیدایی انبوه هزارانت کو
می خزد در رگ هر برگ تو خوناب خزان
نکهت صبحدم و بوی بهارانت کو
کوی و بازار تو میدان سپاه دشمن
شیهه ی اسب و هیاهوی سوارانت کو
زیر سرنیزه ی تاتار چه حالی داری
دلِ پولادوش شیر شکارانت کو
سوت و کور است شب و میکده ها خاموش اند
نعره و عربده ی باده گسارانت کو
چهره ها در هم و دلها همه بیگانه ز هم
روز پیوند و صفای دل یارانت کو
آسمانت همه جا سقف یکی زندان است
روشنای سحر این شب تارانت کو🌷

#کمپین_حال_خوب🌷🌱
دیدگاه ها (۹)

شهر خاموش من ! آن روح بهارانت کو ؟شور و شیدایی انبوه هزارانت...

شهر خاموش من! آن روح بهارانت کو؟بی خبر از کنار من ای نفس سپی...

شهر خاموش من! آن روح بهارانت کو؟بی خبر از کنار من ای نفس سپی...

شهر خاموش من! آن روح بهارانت کو؟بی خبر از کنار من ای نفس سپی...

شهر خاموش من! آن روح بهارانت کو؟شور و شیدایی انبوه هَزارانت ...

#شهر_خاموش#مژگان_شجریانشهر خاموش من آن روح بهارانت کو؟شور و ...

دانلود مجله زن روز - شماره 470 - 31 فروردین 1353

شوق من چندین برابر میشود با دیدنتوای من دیوانه‌ام، دیوانه‌ی ...

عصر بارانی و دل در حسرتِ دیدار توستکوچه‌ها خاموش و چشمم خیره...

عزیز البریهی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط