تنهایی حال عجیبی است آقای قاضی

تنهایی حال عجیبی است آقای قاضی!
تنها نیستی در حالیکه عمیقن و شدیدن تنهایی.
امروز غمی در جانم نشسته
که نه می‌توانم برایش گریه کنم،
نه می‌توانم‌ درباره‌اش با کسی سخن بگویم،
نه حتا می‌توانم قدری فراموشش‌ کنم.
هی بغض پشت بغض قورت می‌دهم.
بیرون از این دیوارها، پشتِ پنجره‌ باران می‌بارد،
نامجو هم دارد می‌خواند « ای دل دگر گولم مزن...»
و من غمم دوباره می‌شود ...
تمام‌ امیدم را چیده‌ بودم در سبدی سبز
و منتظر رسیدن یازدهم بهمن‌ماه بودم.
اما نشد ........



... سرنوشت چون طوقی بر گردن ما است ...
دیدگاه ها (۲۶)

من دختری هستم پیرو آزادیعاشق ریسک کردنبی پروا از حرف های خال...

چه تنهايی عميقی‌ست ...دوست داشتن كسی ...كه هرگز نيست ..........

حق مطلب رو فاضل نظری ادا کرد ... اونجا که گفت ... دلم بدون ت...

"كل عيب أحبه فيك إلا غيابك" همه ی عیب هایت را دوست دارم ...ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط