تنهایی حال عجیبی است آقای قاضی!

تنهایی حال عجیبی است آقای قاضی!
تنها نیستی در حالیکه عمیقن و شدیدن تنهایی.
امروز غمی در جانم نشسته
که نه می‌توانم برایش گریه کنم،
نه می‌توانم‌ درباره‌اش با کسی سخن بگویم،
نه حتا می‌توانم قدری فراموشش‌ کنم.
هی بغض پشت بغض قورت می‌دهم.
بیرون از این دیوارها، پشتِ پنجره‌ باران می‌بارد،
نامجو هم دارد می‌خواند « ای دل دگر گولم مزن...»
و من غمم دوباره می‌شود ...
تمام‌ امیدم را چیده‌ بودم در سبدی سبز
و منتظر رسیدن یازدهم بهمن‌ماه بودم.
اما نشد ........



... سرنوشت چون طوقی بر گردن ما است ...
دیدگاه ها (۲۶)

برده عمارت جئون

My professorChapter:2Part:113جونگ‌کوک:من رفتم...چون اگر می م...

لونا و ويليام

🌵💚تنهایی حال عجیبی است تنها نیستی در حالیکه عمیقا و شدیدا تن...

کی این اهنگو دوست داره تقدیم می کنم به او ....من خود اونی ام...

♡ Slave ♡ Season ♡ Part ۹۱جیمین نگاهش را به برف های سرد دوخت...

رضا عباسی شاعر نهاوندی

تک‌پارتییی جدید از شوگاااا؟؟ خانه، غروب. نور خورشید از پنجره...

وقتی بچشو نمی خواد (گزارش شده بود دوباره گزاشتم)پارت چهاردهم...

رمان گناهکار قسمت هشتم (635)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط