{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

و شاید

و شاید
در فاصله ی چند قدمی کنار هم قدم بزنیم!
کمی دلخور باشی!
کمی سرد باشیم!
ناگهان باران ببارد!
و من "تو" را در آغوش بگیرم
تو لبخند بزنی
و شروع یک عاشقانه ی آرام...
دیدگاه ها (۲)

بلــــندتـــرین..."فریـــــاد دنیــــــا" اشکـــــی اســتکــ...

دیگر نه دلی مانده برایم نه دلیلی من سرخی جا مانده ام از خورد...

‌تو خنکیِ اونورِ بالشتی‏چایِ‌ بعد کار‏سیگارِ نیمه شب‏تو‌ اول...

در آغوشتورد مےخوانم زير لبو خدا را صدا می‌زنمآن‌قدر صدا میزن...

مردی در ساحل...[پارت ششم]روز بعد...از صبح باران ریزی می‌باری...

پارت 9

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط