MY BOXER BABY 2

_________________________________________
ویو جی کی)
منشی تایم قرار ملاقات فردا با هنر جوی جدیدم رو فرستاد یک دانشجو هنر های رزمی نوا ۱۹ ساله قد:۱۷۰
چه قد بلند...۴سال هم سابقه داره، خوبه..حداقل نیاز نیست مثل بقیه که هیچی حالیشون نیست باهاش رفتار کنم...
....
فردا ساعت ۶ عصر
(ویو نوا)
بیدار شدم و یک دوش دوش گرفتم دیشب از شدت وحشتناکی کابوسام به زور خوابیدم...ساعت ۷ باید میرفتم
مجموعه..آماده شدم یک تاپ و شلوار واید بگ لی پوشیدم و سوار دوج چلنجر آخرین مدل ۲۰۲۳ ام شدم..لعنتی عاشق این صدام...
از خونه ام تا مجموعه یک ساعت راه بود پس دقیقا ۷ می‌رسیدم....
توی پارکینگ پارک کردم که دیدم یک مرسدس بنز جی کلاس مشکی هم دقیقا جلوی ماشینم پارک کرد ...و شت، دقیقا همون پسری که دیشب دیدم از ماشین پیاده شد...
سریع از اونجا رفتم و وارد سالن شدم
....
(ویو جی کی)
از ماشینم پیاده شدم و دیدم که یه دختری داره سریعا دور میشه کمی بیشتر دقت کردم و چقدر شبیه همون دختر بود..نکنه که....اون هنرجوی منه؟!
....
جونگکوک سریع به سمت سالن رفت و دید که منشیش داره با نوا حرف می‌زند حالا نوا چشماش از تعجب گرد شده بود وقتی فهمید من مربی جدید اونم....
منشی اون رو به رختکن برد و بعد از چند دقیقه نوا اومد بیرون...لعنتی..نمیتونم آنقدر خوشگه...حتی زیباتر از چیزی که من اونشب دیدم..بدنش...کمر باریکش..چشماش...دوباره غرقش شدم...
....
نوا:سلام..جی کی:ام..سلام..خوش اومدی
نوا:ممنون، فکر کنم اسم منو میدونید من نوا رودریگز هستم دورگه اسپانیایی و آمریکایی
جی کی:اسمت قشنگه ،منم مربیت هستم جئون جونگکوک..کره این هم هستم
نوا:خوشوقتم..جی کی:می تو...خب، امم...آماده ای شروع کنیم؟
نوا:البته
....
(ویو جی کی)
برای چند ثانیه محو تتو اش شدم...انگار پوست زیر تتو اش کاملا چروک شده بود
جی کی: اگه به مواد تتو حساسیت داری برای چی زدی؟
نوا:چی؟ نه..حساسیت ندارم..فقط..جای سوختگیه(به دور و بر نگاه کردم) خب میشه لطفا شروع کنیم؟
جی کی: آره جلسات ۱ساعت و نیم هست بعد از تمرین هم هوازی هستش..بعد هم میتونی همینجا دوش بگیری یا خونه
نوا:اوکی
(بعد از یکساعت نیم تمرین)
جی کی: فوق‌العاده بود! (دست زدن)
اصلا فکر نمی‌کردم انقدر خفن باشی!
نوا:(خجالت) ممنون..شمام کارتون عالیه، توی مجموعه خوبی ثبت نام کردم...
(بعد از دوش گرفتن توی مجموعه جونگکوک از نوا خواست تا شمارش رو بهش بده که تایم های جلسات بعدی رو مشخص کنه...اما اینا بهونه بود...از نگاه و رفتار جونگکوک معلوم بود که حالا حساسیتی روی نوا پیدا کرده...و میخواد با شماره اش پیج اینستاگرامش رو پیدا کنه و بتونه نوا رو ردیابی کنه)
_________________________________________
لایک و کامنت ....دلبندان من
دیدگاه ها (۰)

Pat:10اسم: عاشق چشماش شدما.ت . جواب بیبی چکم مثبت بود. هم تر...

وقتی بهمون میگم «بیبی»و ما همونطور که دوتامون روی تختیم و می...

آواز عشق ♣️ part 6♣️یونگی ویو سوار ماشینم شدمو راه افتادم سم...

پارت اول ویو لیا سلام من لیا هستم یه سال هست که با جیمین ازد...

رمان: رفتار سرد .

پارت ۹روبی:می دونی چرا اینجا وایسادم چون دوست دارم ولی تو چی...

سیلام بیبی های من 😍🎀 چطورین ؟🧸 بریم برای پارت گذاری ؟😎بزن بر...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🧸 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی بدونِ اجازش تتو می‌زنی... ⛓️🖤 ╰┈➤ 𝑷...

Cruel Love پارت ۵ و رفتیم تو مامان و بابا نگران رو کاناپه نش...

From hate to lovePart::4زنگ آخر خورد بچه ها داشتن میرفتن همه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط