تصاویر تو از مقابلم رد می شوند
تصاویر تو از مقابلم رد می شوند
برمی گردند
رویا می سازند
می شکنند
نابودم می کنند
هرچه فریاد میزنم
من بارها از نیستی مرده ام
هیچ کلاغی خبر مرگم را روی هوا نمی گیرد
هیچ درختی پشت پنجره ام سبز نمی شود
و پنجره ام
مدتی ست
چشم اندازه غمگینی دارد
مدتی ست
کسی دلش را نمی شکند
کسی به باز شدن هوای گرفته اش کاری ندارد
کسی کاری به کارم ندارد
می ترسند
خانه هایشان را با درد اشتباه بگیرم
خود را پخش کنم
و تنهایی ام را به درو دیوار بزنم
تصاویر تو
رد می شوند
بر می گردند
و هزار بار عمق بی کسی زنی را پر می کنند
که همسایه ها اسم گورش را
خانه ی ارواح گذاشته اند!!!!!!
برمی گردند
رویا می سازند
می شکنند
نابودم می کنند
هرچه فریاد میزنم
من بارها از نیستی مرده ام
هیچ کلاغی خبر مرگم را روی هوا نمی گیرد
هیچ درختی پشت پنجره ام سبز نمی شود
و پنجره ام
مدتی ست
چشم اندازه غمگینی دارد
مدتی ست
کسی دلش را نمی شکند
کسی به باز شدن هوای گرفته اش کاری ندارد
کسی کاری به کارم ندارد
می ترسند
خانه هایشان را با درد اشتباه بگیرم
خود را پخش کنم
و تنهایی ام را به درو دیوار بزنم
تصاویر تو
رد می شوند
بر می گردند
و هزار بار عمق بی کسی زنی را پر می کنند
که همسایه ها اسم گورش را
خانه ی ارواح گذاشته اند!!!!!!
- ۵۳۶
- ۱۱ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط