{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خیره به ساعت روی دیوار بـــــ تاریکی روزام چه شبایــــی

خیره به ساعت روی دیوار بـــــ تاریکی روزام چه شبایــــی که بیدار مونًـــّـدم
بی حَـــــــــساب با خودم بی ریا با دورمـــ
ببین تو این مسیر محتاج کیا که شدم هی..
هرچی میری جلو خرابتر میشـــــــــــــی
نمیدونی به کی باید جوابــــــــــ پس بدی
نشد یکی از این شبات رنــگی
هرجوری حالا تلاش کرد ــــــی و
دوباره میخوری چو بـــــــ صبوری و
زندگی پیرت میکنه تو همین جوونیات
میخوای درست کنی میاری یه افتضاحی بـــــبار و
بعد یه مدت میزاری انتقامی بـــــــجاش
●●
دیدگاه ها (۱۱)

نشدیکے ازین شبات رنگے هرجورے حالا تلاش کردے و دوباره میخورے...

دوباره میخوری چوب ِ صبوریات زندگی پیرت میکنه تو همین جوونیات...

نشدیکے ازین شبات رنگےهرجورے حالا تلاش کردے و دوباره میخورے چ...

گرمی ِ این پلکام روهم یه سرپناه ِ خیسفکرام دورمصب نرسیده نم ...

گرمی این پلکام رو هم یه سر پناه خیس فکرام دورمصبح نرسیده نم ...

گرمی این پلکام رو هم یه سر پناه خیس فکرام دورمصبح نرسیده نم ...

با هم : گرمی این پلکام رو هم یه سر پناه خیس فکرام دورمصبح نر...

«منشورِ اعظمِ دکترینِ حَد: استنطاقِ آنتولوژیکِ ساختار و اِعا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط