{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

“او” میداند…

“او” میداند…
“من” دوستش دارم …
و “این” بدترین قسمت داستان عاشقانه “من” است…
نمیگویم داستان عاشقانه “ما”…
چون خوب میدانم “او” عاشق نیست …
هربار زخمی عمیق تر میزند …
و “من ” همچنان آرام پای نامهربانیهایش نشسته ام…
هربار میآید …
گوشه ای از دلم را میکند و میرود و با خود میبرد …
و “من” هربار با بوسه و لبخند بدرقه اش میکنم …
چه احمقانه دوستش دارم
دیدگاه ها (۴)

با دلم شرط بسته امیا تو را خواهم بردیا دیگر از هیچ بارانیبرن...

هیچ گاه فکر نمی کردم فاصله بینمان انقدر زیاد شود که……تو بی خ...

تو را قسم می دهم به خدایی که در دل داریتا زمانیکه قلبم را از...

گاهی باید بغضت را بخوری و اشکت را تف کنی…که مبادا دل کسی بلر...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊⁴شَب هَمهِ ما یِڪی بود، اَما تاریڪی هایِمان فَر...

پارت پنج دیر میزارم ویسگون هنگ داره

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط