ددی فاکر من
✦..ددی فاکر من..✦
P:1
/ویو تهیونگ/
اه دلم بچه میخواد.
اوم....
میتونم از پرورشگاه یدونه بگیرم.(مگه وسلیسسسسسسس)
پاشدم سریع حاضر شدم(عکس میزارم)ماشین لامبورگینیمو روشن کردمو راه افتادم.
/پرورشگاه/
به خانم جانگ گفتم بچه هارو به صف کنه تا انتخاب کنم.
بین اونا...
فقط چشمم یه نفرو میدید.
به خانم جانگ گفتم همونو میخوام.
_،رفت نزدیک ا،ت،سلام کوچولو
س...سلام،خجالت،
_خیلی خوشگلی....از این به بعد من پدرتم.
م..مرسی،بدو بدو رفت وسایلشو جمع کرد اومد،
_بریم
/تو ماشین/
_کوچولو چندسالته؟؟
دوازده بابا
_هوم.کاش بهم میگفت ددی،تو دلش گفت،
/عمارت/
_،از ماشین پیاده شدمو ا،ت رو اینه عروسک براید بلند کردمو بردم تو عمارت،
خودم پا داشتماااا
_اشکال نداره کوچولو من باباتم
اممم بابا جونم
_جون؟
هیچی
_من میرم تو اتاقم کارم داشتی بیا،رفت،
،داشتم همینجوری عمارتو نگاه میکردم که دیگه حوصلم سر رفت رفتم پیشه باباجونم،
باباییییی،ذوق،
_جونم کوچولو
چیکار میکنی؟،کیوت،
_برگه هارو چک میکنم...میخوای ببینی؟
اوهوم،سرشو تکون داد،
_بیا اینجا،به پاش اشاره کرد،
ا..اما بابا،تعجب،
_،خنده،اشکال نداره من پدرتم
،نشست،
/نیم ساعت بعد/
_،ا،ت رو بلند کردم بردمش تو اتاقش اینه عروسک خوابیده بود،
/فردا/
،بدو بدو اومد تو اتاق تهیونگ، باباجوننننن
_جونم؟
اوم حوصلم سر رفته
_میخوای با بابا بازی کنی؟
اوهوم،سرشو تکون داد،
_چه بازی؟؟
نمیدونم...
_میخوای........
ادامه دارد....
امیدوارم خوشتون بیاد.
شرطا:
لآیک:۲۰
کآمنت:۱۵
P:1
/ویو تهیونگ/
اه دلم بچه میخواد.
اوم....
میتونم از پرورشگاه یدونه بگیرم.(مگه وسلیسسسسسسس)
پاشدم سریع حاضر شدم(عکس میزارم)ماشین لامبورگینیمو روشن کردمو راه افتادم.
/پرورشگاه/
به خانم جانگ گفتم بچه هارو به صف کنه تا انتخاب کنم.
بین اونا...
فقط چشمم یه نفرو میدید.
به خانم جانگ گفتم همونو میخوام.
_،رفت نزدیک ا،ت،سلام کوچولو
س...سلام،خجالت،
_خیلی خوشگلی....از این به بعد من پدرتم.
م..مرسی،بدو بدو رفت وسایلشو جمع کرد اومد،
_بریم
/تو ماشین/
_کوچولو چندسالته؟؟
دوازده بابا
_هوم.کاش بهم میگفت ددی،تو دلش گفت،
/عمارت/
_،از ماشین پیاده شدمو ا،ت رو اینه عروسک براید بلند کردمو بردم تو عمارت،
خودم پا داشتماااا
_اشکال نداره کوچولو من باباتم
اممم بابا جونم
_جون؟
هیچی
_من میرم تو اتاقم کارم داشتی بیا،رفت،
،داشتم همینجوری عمارتو نگاه میکردم که دیگه حوصلم سر رفت رفتم پیشه باباجونم،
باباییییی،ذوق،
_جونم کوچولو
چیکار میکنی؟،کیوت،
_برگه هارو چک میکنم...میخوای ببینی؟
اوهوم،سرشو تکون داد،
_بیا اینجا،به پاش اشاره کرد،
ا..اما بابا،تعجب،
_،خنده،اشکال نداره من پدرتم
،نشست،
/نیم ساعت بعد/
_،ا،ت رو بلند کردم بردمش تو اتاقش اینه عروسک خوابیده بود،
/فردا/
،بدو بدو اومد تو اتاق تهیونگ، باباجوننننن
_جونم؟
اوم حوصلم سر رفته
_میخوای با بابا بازی کنی؟
اوهوم،سرشو تکون داد،
_چه بازی؟؟
نمیدونم...
_میخوای........
ادامه دارد....
امیدوارم خوشتون بیاد.
شرطا:
لآیک:۲۰
کآمنت:۱۵
- ۲۵.۶k
- ۱۴ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط