{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من ته کوچه ی دلتنگی خود

من ته کوچه ی دلتنگی خود

.... کوچه باغی دارم

که پر از سیب و انار است هنوز …

در پس باغ دلم ، رازها پنهان است …

راز صد دانه انار ، راز یک روز بزرگ ،

من ته کوچه ی دلتنگی خود

قراری دارم ، که پر از دلهره هاست …

طعم آن دلهره ی شیرین را

فقط آن سیب قشنگ داند و بس
دیدگاه ها (۲)

میان کوچه می پیچد صدای پای دلتنگیبه جانم می زند آتش غم شبهای...

ای دوچشم مست تو در این حوالی بی نظیرخسته ام ، تنهاترینم ، دس...

خواب می دیدم که در باران پرستیدم تو راچشم من روشن، درآن رویا...

هیاهوی غریب و مبهمی پیچیده در جانمپرم از حس دلگیری که نامش ر...

بعضی دلتنگی‌ها اسم ندارند...بی‌صدا می‌آیند،در تمامِ وجودت ری...

پری دزدیده شده P:4

کجاست آن خواب و خیال هایم؟!…کجاست آن همه ذوق رسیدن به آینده؟...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط