فیک ازدواج اجباری پارت
۱1فیک ازدواج اجباری پارت ۱۷
ویو داخل هواپیما
]ات و نامجون از اعضا دورن ]
ات:وایی حالا چیکار کنم کسی نیست کارا مو انجام بده
نامجون:من انجام میدم
ات:چی
نامجون:از قیافت میشه حرف های توی ذهنتو خوند
ات:..............
نامجون:میخوای کفشاتو در بیارم راحت باشی
ات:من باهات قهرم برو بگو جین بیاد
نامجون:خانوم ات حسودی میکنی
ات:نه حسودی نمیکنم من که تورو دوست ندارم
نامجون:واقعا
ات:آخ..آره
نامجون:چی شد
ات:پام درد گرفت
نامجون کفشاشو در میاره
ات:ممنون
سرشو به سندلی تکیه میده
ات:کی هوا پیما حرکت می کنه
نامجون:هنوز مسافر ها سوار نشدن
ات:آها
...................
یک زن میاد کنار نامجون میشینه
نامجون:ات هواپیما الان پرواز میکنه
ات:باشه
نامجون:ات من میرم سرویس
ات:زود بیا
نامجون:چشم خانوم کوچولو
رفت
میا:هی دختر جون فکر کردی میتونی جای منو بگیری
ات:تو اینجا چیکار میکنی
میا چاقورو از کیفش در میاره میزاره روی رون ات
ات:داری .....چیکار میکنی
میا:کوچولو ترسیدی نترس
فشارش میده روی رون ات خون میاد
ات:ایی نکن درد داره[گریه]
میا:چقدر لوسی
ات:نامجوناااا کجایی
میا:خفه شووو
چاقو رو روی گردن ات ميذاره یکم پاره میشه
ات:چی از جونم میخوای
میا:جونتو
ات:جینننن نامجوننننننن
چاقو رو بیشتر فشار میده
نامجون:احساس کردم ات داره صدام میکنه زود رفتم با چیزید که دیدم خشکم زد
ات بی هوش و خونی بود اون دختره که کنارم بود هم نبود
نامجون :ات بیدار شو ات جیننننننن بیاااا
]میز بان هواپیمارو ٪این مینویسم]
٪چخبره آقا
تا ات رو میبینه جيغ میکشه
جین:ات و نامجون چنتا صندلی جلوتر از ما بودن صدای نامجون و جیغ یک زن رو شنیدم ترسیدم رفتم ببینم چی شده ات رو خونی دیدم
جین:نامجون چی شده
نامجون:تغسیر اونه تغسیر اونه
جین:کی رو میگی نامجون کجا میری
ات:ج..جی...جین
جین:جانم قربونت برمم خیلی درد داری
٪بیاید ببریمش براش پانسمان کنیم
جین:باشه
زخمای ات رو محکم بستن که دیگه خون نیاد
ات:جین منو ببر پیش خودت
جین:چشمم پرنسس
نامجون: لین میا رو برام بیار ۱۰۰۰۰وون بهت میدم
٪باشه پیداش میکنم
نامجون:زود
...................
نامجون:اتی عروسکم
ات:نامی اون
نامجون:میدونم پرنسس کوچولو ببخشید
جین:جوجه برو بغل نامجون من پام خواب رفت
ات:باشه
نامجون:بیا بغلم جوجه
٪آقای کیم پیداش کردم
اسلاید دو لباس لباس ات اسلاید سوم لباس لیسان برای پارت بعدی
ویو داخل هواپیما
]ات و نامجون از اعضا دورن ]
ات:وایی حالا چیکار کنم کسی نیست کارا مو انجام بده
نامجون:من انجام میدم
ات:چی
نامجون:از قیافت میشه حرف های توی ذهنتو خوند
ات:..............
نامجون:میخوای کفشاتو در بیارم راحت باشی
ات:من باهات قهرم برو بگو جین بیاد
نامجون:خانوم ات حسودی میکنی
ات:نه حسودی نمیکنم من که تورو دوست ندارم
نامجون:واقعا
ات:آخ..آره
نامجون:چی شد
ات:پام درد گرفت
نامجون کفشاشو در میاره
ات:ممنون
سرشو به سندلی تکیه میده
ات:کی هوا پیما حرکت می کنه
نامجون:هنوز مسافر ها سوار نشدن
ات:آها
...................
یک زن میاد کنار نامجون میشینه
نامجون:ات هواپیما الان پرواز میکنه
ات:باشه
نامجون:ات من میرم سرویس
ات:زود بیا
نامجون:چشم خانوم کوچولو
رفت
میا:هی دختر جون فکر کردی میتونی جای منو بگیری
ات:تو اینجا چیکار میکنی
میا چاقورو از کیفش در میاره میزاره روی رون ات
ات:داری .....چیکار میکنی
میا:کوچولو ترسیدی نترس
فشارش میده روی رون ات خون میاد
ات:ایی نکن درد داره[گریه]
میا:چقدر لوسی
ات:نامجوناااا کجایی
میا:خفه شووو
چاقو رو روی گردن ات ميذاره یکم پاره میشه
ات:چی از جونم میخوای
میا:جونتو
ات:جینننن نامجوننننننن
چاقو رو بیشتر فشار میده
نامجون:احساس کردم ات داره صدام میکنه زود رفتم با چیزید که دیدم خشکم زد
ات بی هوش و خونی بود اون دختره که کنارم بود هم نبود
نامجون :ات بیدار شو ات جیننننننن بیاااا
]میز بان هواپیمارو ٪این مینویسم]
٪چخبره آقا
تا ات رو میبینه جيغ میکشه
جین:ات و نامجون چنتا صندلی جلوتر از ما بودن صدای نامجون و جیغ یک زن رو شنیدم ترسیدم رفتم ببینم چی شده ات رو خونی دیدم
جین:نامجون چی شده
نامجون:تغسیر اونه تغسیر اونه
جین:کی رو میگی نامجون کجا میری
ات:ج..جی...جین
جین:جانم قربونت برمم خیلی درد داری
٪بیاید ببریمش براش پانسمان کنیم
جین:باشه
زخمای ات رو محکم بستن که دیگه خون نیاد
ات:جین منو ببر پیش خودت
جین:چشمم پرنسس
نامجون: لین میا رو برام بیار ۱۰۰۰۰وون بهت میدم
٪باشه پیداش میکنم
نامجون:زود
...................
نامجون:اتی عروسکم
ات:نامی اون
نامجون:میدونم پرنسس کوچولو ببخشید
جین:جوجه برو بغل نامجون من پام خواب رفت
ات:باشه
نامجون:بیا بغلم جوجه
٪آقای کیم پیداش کردم
اسلاید دو لباس لباس ات اسلاید سوم لباس لیسان برای پارت بعدی
- ۴.۸k
- ۱۹ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط