کپشن تا اخر بخونید

کپشن تا اخر بخونید
تو را در دوردست‌هایی به غربت کشتند

پیکرت روی زمین مانده بود؛ پراکنده. ساعت‌ها. دهاتی‌ها دنبال یافتن‌ات رفتند. دهاتی‌ها پیدایت کردند. دهاتی‌ها یک‌جا جمع کردندت. میگویند تکه‌هایی از تو هنوز در آن کوه‌هاست.

مردان فاسق به شادمانه ریخته‌شدن خونت شراب نوشیدند و زنان فاجر، همه لخت رقصیدند و تصویرشان را منتشر کردند.

بعد از تو دل‌های زیادی سوخت؛ و زندگی بر جماعت کثیری سخت گرفت. بعد از تو باز روستاهای دور فراموش شد. نامه‌ها در دست پیرمردها چروکید. چشم پیرزن‌های مادرشهید به در ماند.

بعد از تو هیچ کفش خاکی در خیابان پاستور نیست. جمعه‌ها چراغ پاستور خاموش است. همه به خانه‌هایشان رفته‌اند. به قطب. به کیش.

بعد از تو کسی ناگهان در راهروهای یک بیمارستان ظاهر نمیشود به پیگیری مشکلات بیماران. خودروی مشکی هیچ مسئولی، به‌پای درد دل‌های هیچ پیرزن در راه‌نشسته‌ای نیش‌ترمز نزد.

بعد از تو همه نهادها نفس آسوده کشیدند از اضطراب سرکشی‌های ناگهانی و سرزده یک رئیس‌جمهور. هر لحظه ممکن بود درب باز شود و مرد عمامه به‌سری وارد شود. تو حیف بودی.

تو سوختی و با سوختن‌ات دود سیاه افسوس از دل‌های مستضعفان برخاست. تو؛ مردی افتاده در میان انبوه درختان آن کوه‌پایه مه‌آلوده در لعنتی‌ترین مختصات ورزقان.

«مهدی مولایی»

@maktubaaat
دیدگاه ها (۱)

🔰 تصویری از شهید سید ابراهیم رئیسی و شهید حسین امیرعبداللهیا...

این وضع کودکان غزه استاسراییل با محاصره کامل غزه و بستن گذرگ...

در سفر سال گذشته به پاکستان، یکی از دیپلمات ها تعریف میکرد ک...

🎥 حرف اصلی بیانات صبح امروز رهبر انقلاب در مراسم بزرگداشت ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط